اينجهت ميفرمايد
وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما
يعنى گناه اين دو امر بزرگتر از فايده آنهاست ، و اكبريت در مقابل اصغريت امر اضافى و داراى درجات بسيار است و بسا در مقام مقايسه با طرف نيست مانند « اللَّه اكبر »
وَ يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ
سؤال ظاهرا از مقدار انفاق بوده كه چه اندازه انفاق كنند و البته سؤال از خصوص انفاق واجب نبوده بلكه از مطلق انفاق اعم از واجب و مستحبّ سؤال شده و بعضى از مفسرين گفتند سؤال از مقدار واجب انفاق بوده و عفو كه در جواب گفته شده بمعنى ما زاد از قوت شخص و عيال اوست كه طبق اين آيه واجب شده صدقه دهند و اين آيه بعدا به آيه زكات منسوخ شده ولى اين سخن تمام نيست براى اينكه اولا زكات از اول اسلام مقرون با صلوة بود چنانچه مفاد بسيارى از آيات قرآن است بلكه زكات در شرايع سابقه هم بوده چنانچه در قرآن از قول حضرت عيسى نقل ميفرمايد :
وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا
« 1 » و ثانيا چنانچه گذشت مستفاد از آيه مطلق مقدار انفاق است و متعرض مقدار واجب يا مستحبّ آن نيست و مراد از عفو چنانچه از اخبار استفاده مىشود حدّ وسط است و اين معنى منافات با آيه زكات ندارد كه نسخ آن لازم آيد و عفو در لغت و آيات و اخبار در معانى بسيار وارد شده مانند مغفرة و تجاوز از گناه مثل
ثُمَّ عَفَوْنا عَنْكُمْ
« 2 » و گذشت از مثل
فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ
« 3 » و بمعنى كثرت و وفور است مانند
ثُمَّ بَدَّلْنا مَكانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَوْا
« 4 » يعنى نموا و كثروا ، و در حديث است كه «
خذ الشارب و اعفو اللحى
» و بمعنى محو آثار است چنانچه در حديث است «
عفى قبر فاطمة
» يعنى امير المؤمنين عليه السّلام آثار قبر فاطمه ( ع ) را محو نمود
هامش
( 1 ) - سوره مريم آيه 30
( 2 ) - سوره بقره آيه 49
( 3 ) - سوره بقره آيه 173
( 4 ) - سوره اعراف آيه 93