فَأَتاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا
« 1 » و آيه
فَأَتَى اللَّهُ بُنْيانَهُمْ مِنَ الْقَواعِدِ
« 2 » و آيه
وَ جاءَ رَبُّكَ
و آيه
ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ
« 3 » و آيه
بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ
« 4 » و امثال اينها .
ولى بعد از آنكه بادله قطعيه عقليه و آيات محكمه قرآنيه مانند :
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ
« 5 » و
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ
« 6 » و غير اينها از آيات ديگر ثابت شد كه خداوند از جسم و لوازم جسمانيت منزه و مبرّاست و محل حدوث حوادث و عروض عوارض واقع نميگردد بايد اين آيات را بر معانى حمل نمود كه قرائن داخليه و خارجيه عقليه اقتضاء مىكند و با ساحت قدس پروردگار و ذات بىنياز واجب الوجود سازگار است .
فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ
ظلل جمع ظله بمعنى سايبان و هر چيزى است كه سايه بيندازد و بر قطعه ابر از اينجهت كه سايه مياندازد اطلاق مىشود و غمام بمعنى سحاب و ابر است و من براى بيان ظلل است و مراد عذاب و نحو آنست كه در قطعات ابر ظاهر شود و همين كلمه قرينه واضحه است بر اينكه مراد اتيان خدا نيست بلكه مراد اتيان آثار غضب اوست و گرنه در قطعات ابر گفته نميشد بلكه بايد در قطعه ابر گفته باشد .
وَ الْمَلائِكَةُ
مطابق سياهى قرآن مرفوع و عطف به كلمه « اللَّه » است يعنى انتظار ميكشند كه فرشتگان بر آنها وارد شوند نه اينكه مجرور و عطف بر ظلل باشد و معنى اينكه خدا در ميان ملائكه بيايد .
وَ قُضِيَ الْأَمْرُ
و امر واقع شود يعنى آنچه بايد بشود واقع شود از انقضاء عالم و بسته شدن باب توبه و وقوع قيامت و نحو اينها .
هامش
( 1 ) - سوره حشر آيه 2
( 2 ) - سورة النحل آيه 26
( 3 ) - سوره سجده آيه 3
( 4 ) - سوره مائده آيه 69
( 5 ) - سورة الشورى آيه 11
( 6 ) - سوره انعام آيه 103