« اعجبه و اعجب به » يعنى بشگفت درآورد او را و شاد نمود ، و بشگفت آمد و شاد شد و « يعجبك » در آيه از اين معنى است يعنى گفتار آن شخص منافق و اظهار علاقه و محبت و تمكين و اطاعت او پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را متعجب ساخت و نيكو جلوه نمود و چون گفتار آن منافق ظاهر آراستهء بيش نداشت و غير زخرفى از قول نبود از اينجهت مقرون ميفرمايد بحيوة دنيا ، يعنى در اين زندگى دنيا كه روى بواطن و سرائر امور سرپوشى است چنين اظهارات خلاف واقعى موجب اعجاب مىگردد .
وَ يُشْهِدُ اللَّهَ عَلى ما فِي قَلْبِهِ
يعنى خدا را هم بر گفتار خود شاهد ميگيرد كه اعتماد ترا بيشتر جلب نمايد .
وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ
جمله حاليه است و الدّ صفت مشبّهه بمعنى شديد الخصومة و خصام بمعنى مخاصمة و خيانية از قبيل اعمى العين است يعنى او در مخاصمت و دشمنى بسيار سخت است و بعضى گفتند الدّ افعل تفضيل و خصام جمع خصم يا خصيم است يعنى او سختترين دشمنان است ولى در برهان از حضرت باقر عليه السّلام بمعنى شديد الخصومة روايت كرده است بالجمله آن چنين كسى سخن آرايى مىكند و اظهارات خلاف واقع با شاهد گرفتن خدا ميخواهد تثبيت كند در حقيقت گرگى است كه به لباس ميش در آمده و ميخواهد چوپان را غافل نموده و گوسفندان را بربايد غافل از اينكه خداوند پيغمبر خود را از اظهارات بى اساس او آگاه ميسازد و نفاق او را ظاهر مىنمايد
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 205 ]
وَ إِذا تَوَلَّى سَعى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْفَسادَ ( 205 )
( و هنگامى كه والى گردد ميشتابد در زمين براى اينكه فساد كند و كشت و نسل