از آن به خيال سوء تعبير ميكنيم ، در مقابل الهام ملك كه آن هم خطور قلبى است و به خيال خير تعبير مىشود و در اينجا ممكن است چند سؤال يا اشكال بشود :
1 - ارتباط شيطان با انسان و ورود او در قلب انسان بچه نحو است ؟
2 - چگونه ممكن است يك نفر با ميليونها افراد بشر كه در اطراف عالماند در زمان واحد تماس بگيرد و هر يك را به نحوى اغواء نمايد .
3 - آيا اين تسلط شيطان بر افراد انسان از جانب خداوند حكيم خلاف حكمت و عدل نيست ؟
و جواب از اين سؤالات يا اشكالات اينست كه ؟
اولا مراد از قلب ، روح انسانى است كه جوهر مجرد از ماده و صورت است نه قلب صنوبرى جسمانى ، و ارتباط شيطان و وسوسه او نسبت به انسان و همچنين الهام ملائكه چون جنبه روحانى دارد از اينجهت بوسائل مادى و جسمانى نميتوان تشخيص داد ولى آثار وسوسه و الهام در روح انسان نمايان است اما چون وسوسه شيطان و وساوس نفسانى انسان كه منشأ آن قوه واهمه است در طول يكديگرند و در عرض هم نيستند بسا انسان همه را مستند به خود ميداند و متوجه وسوسه شيطان نميگردد در حالى كه او مراقب و مترصد انسان و آدمى او را نمىبيند و متوجه او نيست چنانچه در قرآن مىفرمايد
إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ
« 1 » او با گروهش شما را مىبينند بطورى كه شما آنها را نمىبينيد بنا بر اين ارتباط دو شيئى روحانى و مجرد مانع و محظورى ندارد .
و ثانيا شيطان داراى افراد و اعوان بسيار است چنانچه از آيه شريفه :
إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ
الاية و آيات و اخبار بسيار استفاده مىشود بلكه طبق بعضى آيات و اخبار افراد آنها بيشتر از افراد انسانند چنانچه از آيه شريفه :
هامش
( 1 ) - سورة الاعراف آيه 26