نداشته و حاضر و شاهد نبودهاند ، و شهداء جمع شاهد بمعنى حاضر است .
ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي
ما براى استفهام است و شايد وجه اينكه ما استفهاميه كه براى غير ذوى العقول است آورده و من استفهاميه نياورده ، اين باشد كه اكثر معبودهاى اهل ضلال غير ذوى العقول بودهاند و شايد وجهش اين باشد كه ما شامل هر دو يعنى ذوى العقول و غير آنها مىشود .
نَعْبُدُ إِلهَكَ وَ إِلهَ آبائِكَ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ
در آيه اطلاق اب بر عم شده است زيرا اسمعيل عموى يعقوب بوده و تعبير پدر از او شده است و اين حجتى است براى ما درباره آزر كه عموى ابراهيم بوده و به اين عنايت از او به اب تعبير مينموده چنانچه در محل خود متذكر خواهيم شد .
إِلهاً واحِداً
نصب الها بر حال است براى مفعول نعبد ، و اين قسمت براى دفع توهمى است كه ممكن است روى دهد كه إله يعقوب غير إله آباء باشد چنانچه عبده اوثان الهه متعدده اتخاذ مينمودند .
وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ
مسلمون بمعنى تسليم شوندگان نسبت باوامر الهى است يعنى علاوه بر اينكه او را پرستش مىكنيم پرستش و عبادت ما مطابق با دستورات و شرايعى است كه بوسيله پيغمبران الهى بما ابلاغ مىشود و ما نسبت به آن اوامر و شرايع سر تسليم فرود آورده و از پيش خود و مطابق هواى نفس خود عملى انجام نميدهيم .