قسمت اجابت دعاى حضرت ابراهيم است كه مىگويد
رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ
« 1 »
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 131 ]
إِذْ قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ ( 131 )
( چون كه پروردگار او مر او را گفت كه تسليم شو ، ابراهيم گفت نسبت به پروردگار جهانيان تسليم شدم ) « اذ » براى تعليل است نسبت بجمله قبل كه علت اصطفاء حضرت ابراهيم و صلاحيت او را در آخرت بيان مىكند ، و پيداست كه خطاب « اسلم » به حضرت ابراهيم بعد از نيل بمقام نبوت بوده كه مورد وحى واقع شده نه آنچه بعض از مفسرين توهم نمودهاند كه اين امر زمانى بود كه از غار بيرون آمد و در ستاره و ماه و آفتاب نگريست و از حدوث آنها و احتياج بمحدث گفت :
إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ
« 2 » زيرا اين توهم از وجوهى فاسد است .
1 - انبياء و اوصياء از همان اوان صباوت بلكه در عالم روحانيت داراى مراتب ايمان و اسلام و معارف الهى بوده چنانچه حضرت عيسى ( ع ) در گهواره ميگويد
إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا
« 3 » و در باره حضرت يحيى ( ع ) مىفرمايد :
وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا
« 4 » و سه نفر از ائمه طاهرين ( حضرت جواد و هادى و بقية اللَّه ) در حال صباوت بر مسند امامت جلوس فرمودند ، بنا بر اين طرفة العينى خارج از اسلام نبودند كه بعد از آن اسلام بياورند .
هامش
( 1 ) - سورة الشعراء آيه 83
( 2 ) - سوره انعام آيه 87
( 3 ) - سوره مريم آيه 29
( 4 ) - سوره مريم آيه 11