در آيات ديگر نيز اين خصوصيات براى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم براى عموم است ذكر شده بطورى كه تخصيص در آن درست نيايد مانند آيه شريفه
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ
« 1 » و آيه شريفه
لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ
« 2 » جواب گوئيم اولا كسانى كه از ذريه حضرت ابراهيم و اسمعيل نباشند و همچنين كسانى كه از ذريه آنها بوده و ايمان نياوردهاند قطعا از مورد آيه خارج هستند زيرا مىفرمايد
وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ
باقى مىمانند مؤمنين از ذريه اسمعيل و آنها نيز جز خاندان طاهرين از بنى هاشم با اين شواهد و قرائن و اخبار وارده از مورد آيه خارج مىشوند .
و اما ذكر اين خصايص براى اميين ( اهل مكّه ) يا عموم مؤمنين ضرر بمورد خاص آن نمىزند زيرا اين امور ذى مراتب است و مرتبه اعلى آنها مخصوص اين خاندان است مانند ساير صفات حسنه .
و ثانيا امّت بمعنى طائفه و گروه است چنانچه در آيه شريفه ميفرمايد :
قِيلَ يا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلامٍ مِنَّا وَ بَرَكاتٍ عَلَيْكَ وَ عَلى أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ
« 3 » كه از قوم نوح تعبير بامتها ( به صيغه جمع ) به اينكه نوح مبعوث بر همه آنها بوده و باصطلاح همه امت نوح بودهاند ، بلكه بسا اطلاق بر فرد هم مىشود مانند آيه شريفه
إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ
« 4 » بنا بر اين دائره امّت سعه و ضيق دارد و هر جا بمناسبت مقام مراد معلوم ميگردد
هامش
( 1 ) - سورة الجمعة آيه 3
( 2 ) - سوره آل عمران آيه 185
( 3 ) - سوره هود آيه 48
( 4 ) - سوره النحل آيه 120