مؤلف : ابو بصير از ابى عبد اللّه - صلوات اللّه عليه - روايت كرده كه هرچيزى را دلى است و دل قرآن يس است .
علّامه شعرانى : در سورهء يس از فروع احكام و اخلاق چيزى نيست و همه محاجّه در اصول دين است و از اين حديث معلوم مىشود مهمّترين تعليمات قرآن در اصول عقايد ، محاجّه براى تحكيم آن است و گرنه يس را قلب قرآن نمىفرمود ، و اصول دين نسبت به فروع به منزلهء قلب است ، الّا آنكه در يك آيه ترغيب به انفاق فرمود و در محلّ خود خواهد آمد . « 1 »
لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ فَهُمْ غافِلُونَ
. « 2 »
مؤلف : يعنى تا بيم كنى ايشان را همچو بيم كردن پدران پيش ايشان كه در زمان انبيا بودند ، پس بيخبرانند ايشان از صراط مستقيم و دين قويم .
علّامه شعرانى : سخنى است دائر كه اگر پدران ايشان غافل بودند و بيم داده نشدند ، عذاب براى چيست ؟ و اگر مقيّد و مغلول به عقايد باطلهء خويشند و محال است سخن حقّ در آنان اثر كند ، عقاب آنان مطابق عدل الهى نيست . و جواب آن در كتب تفاسير و كلام معروف است كه عقاب بر آنهاست كه اختيار ايمان از آنها سلب نشده و راه عقلى براى شناختن حقّ دارند و آنها كه معاقب شدند ، مسلوب الاختيار نبودند . « 3 »
وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا أَصْحابَ الْقَرْيَةِ
. « 4 »
مؤلف : آنگه گفت : يا محمّد ! ، براى ايشان مثلى بزن اصحاب آن شهر [ را ] ، گفتند :
مراد اصحاب انطاكيه است .
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 467 .
( 2 ) . يس ( 36 ) آيهء 6 .
( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 470 .
( 4 ) . يس ( 36 ) آيهء 13 .