بود كه سير فضايى مىكردند و با مركبى به زمين آمده ، او را بردند . « 1 »
وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا
. « 2 »
مؤلف : [ چند معنى براى اين آيه نقل فرمود ، من جمله اين قول را كه ] : و برداشتيم او را به مكان بلند كه شرف نبوّت و درجه و قرب و مكانت است .
علّامه شعرانى : اين معنى در تمام انبيا هست و علّت اختصاص به ادريس معلوم نيست و گويا براى استبعاد رفتن بدن ادريس به آسمان جسمانى باشد ؛ چون اين تفسير از حسن بصرى و ابى على جبّائى و ابو مسلم اصفهانى منقول است و حسن اكثر اين امور را تأويل به غيرجسمانى مىكرد ، حتّى معراج خاتم انبيا صلّى اللّه عليه و آله را . و ابو على و ابو مسلم از معتزلهاند و شبههء نقلى نيز دارند ؛ چون در روايت معراج ملاقات حضرت خاتم انبيا با ادريس آورده و با حضرت يوسف و ابراهيم و ساير انبيا كه گذشتهاند ، در همان سياق . امّا آنكه به قدرت پروردگار معتقد است ، هيچچيز نزد او مستبعد نيست و رفع بدن ادريس و الياس عليهما السّلام را به آسمان جسمانى ممكن شمارد . « 3 »
سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا
. « 4 »
مؤلف : زود باشد كه بگرداند - يعنى احداث كند - براى ايشان خداى بخشاينده دوستى در دلهاى مردمان ؛ يعنى مودّت و محبّت آنها را در دلها افكند بىاسباب و وسائط آن قرابت و صداقت . . . .
علّامه شعرانى : اين اثر سرّ طبيعى دارد كه غريزهء اكثر مردم طالب خير است و بالفطره عمل زشت را ناخوش دارد و چون در كسى صفات نيك را فراهم ببينند و
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 5 ، ص 433 .
( 2 ) . مريم ( 19 ) آيهء 57 .
( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 5 ، ص 434 .
( 4 ) . مريم ( 19 ) آيهء 96 .