و قيام نمود به تمام آن ، چنانچه حقّ قيام بود .
علّامه شعرانى : يهود و نصارى به برترى نژاد معتقد بودند و مىگفتند : ابراهيم و فرزندان او از نسل اسحاق ذاتا پيش خدا قرب دارند و قوم برگزيدهاند و اگر ساير امم مطيع و منقاد حقّ باشند و آنان عاصى و مخالف ، باز شرف آنها راست و بس . بناى اسلام بر آن است كه فضل نزد خدا به طاعت اوست ، حتّى خود ابراهيم كه يهود به دو مىنازند ، بدان مقام نرسيد ، مگر به جهت آنكه اوامر حقّ را تمام كرد . « 1 »
قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي
. « 2 »
مؤلف : بار خدايا ! از فرزندان من بعضى را امام كن ، اگر صلاحيّت دارند ؛ براى آنكه نشايد كه ابراهيم بر اطلاق دعا كند كه ايمن نباشد كه ردّ كند او را ، خصوصا به محضر قومى كه بس مؤدّى بود با نفرت از او .
علّامه شعرانى : اگر پيغمبر در حضور منكران دعا كند و دعاى او مستجاب نشود ، موجب وهن او و نفرت مردم است از او و اين جايز نيست . « 3 »
لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
. « 4 »
مؤلف : اگر گويند : عدم نيل امامت به ظالم در حال ظلم اوست ، پس بعد از توبه ظالم ؛ نباشد ، پس او را لياقت امامت باشد ، جواب مىدهيم كه : اولا ، ظالم اگر توبه كند از تحت آيهء خارج نمىشود ؛ زيرا كه لفظ ظالم شامل اوست در حال ظلم . و ثانيا ، در اطلاق حقيقى اسم مشتقّ بقاى مشتقّ منه شرط نيست - چنانكه اهل تحقيق در اصول فقه اين مبحث را به اين وجه مقرّر داشتهاند - و گرنه اطلاق مؤمن بر نائم در حال نوم
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 1 ، ص 293 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 124 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 1 ، ص 314 .
( 4 ) . بقره ( 2 ) آيهء 124 .