فرستاديم و خلقت همه در سير نزولى اين است . « 1 »
قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً
. « 2 »
مؤلف : در آثار آمده كه مهبط آدم عليه السّلام كوه سرانديب بود كه درازترين كوه هند است و مهبط حوّا جدّه .
مرحوم شعرانى : دانشمندان طبيعى معتقدند زمين در آغاز خلقت آتشى گدازان بود كه هيچ جانورى نمىتوانست در آن زيست كند . پس نخستين موجود زنده پس از سرد شدن خاك آفريده شد بىتوالد و تناسل از پدر و مادر ، مانند اوّلين ماهيانى كه ابتدا در آب قنات و چشمه بىتناسل موجود مىشدند ؛ چون قنات حادث مىشود و اتصال به دريا ندارد ، مانند هوامّ بر بدن و موى و جامهء انسان و حيوان . پس از خلقت آدم ، بىپدرومادر عجب نبايد داشت . امّا مدّت زمان از خلقت آدم تاكنون معلوم نيست ؛ موافق تورات پنج هزار سال و اندى است ، اعتبار بدان نيست . و در بعض روايات آمده است كه پيش از آدم ، آدم ديگر بود و پيش از او آدم ديگر الى غير النهايه ، و ظاهرا نسل آنها متّصل به يكديگر نبود ، و اللّه العالم . و غرض قرآن در اين قصص ، عبرت و موعظه است نه بيان تاريخ يا تفصيل مدّت . « 3 »
أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ
. « 4 »
مؤلف : و خلود به نوعى عرف دليل دوام كند ، چنانكه گويند لا خلود للدنيا ؛ أي لا دوام لها ؛ و أهل الجنّة مخلّدون فيها ؛ أي دائمون . و الّا در وضع لغت ، عبارت بود از مدّت دراز ، چنانكه گويند : خلّد فلان في السّجن إذا حبس مدّة طويلة ، و اگرچه دائم
هامش
( 1 ) . همان ، ص 153 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 38 .
( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 1 ، ص 178 .
( 4 ) . بقره ( 2 ) آيهء 39 .