بايد داد ، يعنى مالى به فراخور حال شوهر ، اگر فقير باشد كمتر و اگر غنى باشد بيشتر . « 1 »
مؤلف : و مراد به حين در آيه ، قيامت است و حين در قرآن بر وجوه آمد . در خبرى آوردهاند كه در عهد ابو بكر مردى بيامد و گفت : من نذرى كردهام كه حينى با اهل خود سخن نگويم ، مرا چندگاه با او سخن نبايد گفتن ؟ گفت : تا به قيامت ، گفت : از كجا گفتى ؟ گفت : من قوله تعالى :
وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ
، برخاست به نزديك عمر آمد و گفت : چنين حالى است ، من چندگاه سخن نگويم با او ؟ گفت : چهل سال ، گفت : از كجا گفتى ؟ گفت : لقوله :
هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ
. « 2 » به نزديك عثمان آمد و گفت : تو چه مىگويى در اينچنين حالى ؟ گفت : برو يك سال با او سخن مگوى ، گفت : از كجا گفتى ؟ گفت : من قوله تعالى :
تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها
. « 3 » به نزديك على آمد ، گفت : چه گويى ؟ گفت : اگر بامداد نذر كردى ، شبانگاه سخن توانى گفتن ، و اگر شبانگاه نذر كردى ، بامداد سخن توانى گفتن ، گفت : از كجا گفتى ؟ گفت :
قوله تعالى :
فَسُبْحانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَ حِينَ تُصْبِحُونَ
. « 4 »
علّامه شعرانى : لفظ مطلق را در نذر و قسم حمل بر اقلّ مسمّا توان كرد ، چنانكه اگر نذر كند مالى در راه خدا بدهد ، كمترين مقدار كافى است . « 5 »
مؤلف : و به نزديك ما هركه نذر كند كه حين روزه دارد بايد تا شش ماه روزه دارد ؛ لقوله تعالى :
تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ
براى آنكه به هر شش ماه درخت به بر آيد .
علّامه شعرانى : يعنى به ميوه آيد . و به قاعده بايد اندك مدّتى كه حين بر او صادق
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . انسان ( 76 ) آيهء 1 .
( 3 ) . ابراهيم ( 4 ) آيهء 25 .
( 4 ) . روم ( 30 ) آيهء 17 .
( 5 ) . روح الجنان ، ج 1 ، ص 147 .