و از حقّ تعالى حقن دماء و مال و آخر مراتب آن از ما استغراق عارف است در بحر توحيد به حيثيّتى كه از نفس خود فارغ شود ، چه برسد به جاى غير خود . و از خدا اعطاى اجلّ نعمت و اعظم مثوبت است به او .
علّامه شعرانى : از كلام مؤلف چنان معلوم مىگردد كه آخرين مقام انسان و بالاترين رتبهاى كه به آن توان رسيد مقام فناست كه عرفا بدان رسند و بقاى بعد از فنا جزاى اوست كه از طرف پروردگار پاداش داده مىشود به وى ؛ چون پس از فنا كار كار بنده نيست و لازم نيست كه همهء كسانى كه به مقام فنا رسيدهاند متّحد الدرجه باشند . « 1 »
مؤلف : أوفيت لغة تهامة . قال الشاعر في الجمع بين اللغتين :
أمّا ابن عوف فقد أوفى بذمّته * كما و فى بقلاص النّجم حاديها
يعنى به الدبران .
علّامه شعرانى : الدبران أو عين الثور كوكب مضيء يتلو الثريّا في الطلوع شبهه بحادي الإبل و ما حوله من الكواكب بالإبل و النجم ، أي الثريّا بصاحبها و كنى عن تلازمهما مدى الدهر بالوفاء . « 2 »
وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ
. « 3 »
مؤلف : بدان كه خداى تعالى را - جلّ جلاله - در ميان آسمان دنيا حلقهاى است كه هرگه آفتاب بدان حلقه بيرون شود ، هرچه در آسمان و زمين است ، خداى را تسبيح كند و درهاى آسمان برگشايند و دعا در آن وقت اجابت كند . خداى تعالى خواست تا امّت من در آن وقت در آن خير مشارك باشند .
علّامه شعرانى : اين حلقه را در اصطلاح علمى دايرهء نصف النهار گويند ، اگرچه
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 1 ، ص 189 .
( 2 ) . مجمع البيان ، ج 1 ، ص 94 - 93 .
( 3 ) . بقره ( 2 ) آيهء 43 .