علّامه شعرانى : من الثلاثه الذين اختلف في كون قراءتهم منقولة إلينا بالتواتر حتّى يجوز متابعتهم و إن كانوا في عصر الأئمّة مرجعا من غير نكير . « 1 »
مؤلف : سجود در اصل لغت بهمعناى تذلّل است با تطامن كقوله :
وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ
. « 2 » و در شرع وضع جبهه است به قصد عبادت .
علّامه شعرانى : قصد عبادت در معنى سجود معتبر است . پس اگر كسى خم شود كه روى و پيشانى به زمين برسد ، امّا قصد عبادت نباشد ، سجده نيست ، كه حرام و شرك باشد و يا آنكه خم شود براى دميدن غبار زمين فرق مىكند . « 3 »
وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ
. « 4 »
مؤلف : بدانكه مراد به جنّت دار ثواب است ؛ زيرا كه لام از براى عهد است و غير آن معهود نيست .
علّامه شعرانى : ظاهرا مؤلف اين قول را اختيار كرده است و صاحب مجمع البيان اقوال را نقل كرده و هيچيك را ترجيح نداده است . « 5 » و در روح البيان گويد : اين جنّت به اجماع مفسّرين همان دار ثواب است « 6 » ، بر خلاف جماعتى از معتزله و قدريه . و گويا مستبعد شمردند كه خداوند آدم را ابتدا از خاك زمين بيافريند ، آنگاه به آسمان ببردش ، باز به زمين برگرداند ، چون بهشت موعود در آسمانهاست و استبعاد را در اين مسائل دخلى نيست و چه بعد دارد كه آدم در سير نزولى به بهشت بگذرد و در صعود باز به بهشت رود و آنكه در سير صعود به بهشت رسد ، بيرون نرود ، نه در سير نزولى . و روايتى ضعيف از حسن بن بشير از حضرت صادق عليه السّلام موافق قول معتزله
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 1 ، ص 80 .
( 2 ) . رحمن ( 55 ) آيهء 6 .
( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 1 ، ص 168 .
( 4 ) . بقره ( 2 ) آيهء 35 .
( 5 ) . مجمع البيان ، ج 1 ، ص 85 .
( 6 ) . روح البيان ، ج 1 ، ص 106 .