وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ
. « 1 »
مؤلف : و گفتهاند : مراد آن است كه بيافريد آسمان و زمين به قولى حقّ و هو قوله :
ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ
« 2 » و ليكن براى آنكه تأتّى آن و وجود آن عند ارادت فى اسرع مدّت بود ، تشبيه كرد آن را به آنكه خداوندى بندهاش را گويد : بيا .
گويد : آمدم طايع و فرمانبرنده تا مجبّر تمسّك نكند به اين قول . و گويد : اين قول دليل قدم قرآن كند .
علّامه شعرانى : يعنى
ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً
را كه عبارت قرآن است در هنگام خلق آسمان و زمين گفته است ، پس قديم است ، يعنى پيش از پيغمبر اكرم موجود بود . و مؤلف جواب مىدهد كه اين لفظ قديم نيست ، بلكه امر خداوند تعالى به زمين و آسمان قديم است نه بدين كلمه . و از آن جواب ديگر هم توان داد كه تفصيل آن مناسب نيست . « 3 »
وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
. « 4 »
مؤلف : مجاهد و سعيد جبير گفتند : آياتهما ، آيات آسمان و زمين و آن ، آن است كه در اخبار آمد كه خداى تعالى ابراهيم را بر صحرا بداشت و حجاب برگرفت از پيش او و درهاى آسمان برگشاد تا به زير عرش به دو نمود و جاى او در بهشت با او نمود و حجابهاى زمينها برداشت و از زمين اوّل تا زمين هفتم با او نمود تا او عجايب آسمان و زمين بديد .
علّامه شعرانى : ملكوت كه مصطلح حكماى مسلمان است از اين اخبار گرفته شده ؛ چون آن را بر عالم نامرئى غيرجسمانى اطلاق كردهاند و آنچه ديد ، ديگران
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 73 .
( 2 ) . فصّلت ( 41 ) آيهء 11 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 456 .
( 4 ) . انعام ( 6 ) آيهء 75 .