دست يافتند ، مردم منافق ملحد و پست و طمّاع را بر مسلمانان مسلّط ساختند و همهچيز آنها را گرفتند و آنكس كه تاريخ اندلس و پس از آن ، تاريخ عثمانى را به دقّت بخواند ، داند كه چگونه مسلمانان با نصارى دوستى كردند و چگونه نصارى آنها را برانداختند . « 1 »
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ
« 2 »
مؤلف : و جماعتى از بنو تميم مرتدّ شدند و زنى را رئيس خود كردند ، نام سجاح بنت المنذر ، و او دعوى پيغمبرى كرد و زن مسيلمهء كذّاب بود . و ابو العلا المعرّى در حقّ ايشان گويد : چون مسيلمه بانگ نماز كردى و زن پيشنمازى :
امّت سجاح و والاها مسيلمة * كذّابة في بني الدّنيا و كذّاب
علّامه شعرانى : سجاح امام جماعت شد و مسيلمه درپى او بود ، زنى و مردى دروغگوى در ميان مردم جهان . « 3 »
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ
. « 4 »
مؤلف : خلاف كردند در سبب نزول آيه و آنكه در حقّ كه آمد ، بعضى گفتند : در عبادهء صامت و عبد اللّه بن ابى سلول آمد ، چنانكه اشارت كرده شد در آيهء مقدّم و بعضى گفتند : در عامّهء مؤمنان ، مراد به « راكعون » خاضعون است .
علّامه شعرانى : اگر گويى : علماى شيعه اين آيه را دليل بر امامت حضرت
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 230 .
( 2 ) . مائده ( 5 ) آيهء 54 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 235 .
( 4 ) . مائده ( 5 ) آيهء 55 .