علّامه شعرانى : صحيح آن است كه انجيل عربى نيست و اصل آن يونانى و به معنى بشارت است . « 1 »
لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً
. « 2 »
مؤلف : عبد اللّه عبّاس گفت : معنى آيه آن است كه شريعت اسلام و منهاج قرآن به راه و طريقت و تعبّد جملهء خلايق كردند اگر ايمان آرند ، چون نمىآرند از ايشان است .
گفت : دليلش آن است كه « منكم » مىگويد اين خطاب با مخاطبان حاضر باشد ؛ چه اگر مراد اهل شرايع پيشين باشند ، نگفتى « منكم » ، و اين وجهى قريب است . و معتمد آنان كه قول اوّل گفتند ، در « منكم » گفتند : براى تغليب گفت ؛ چه كتاب كتاب رسول است و خطاب با او و با امّت اوست و مراد آن است كه « منكم » و « منهم » و لكن تغليب داد اين قوم بر ديگران چنانكه تغليب مذكّر بر مؤنّث و اين قول را تقويت به قوله :
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً *
« 3 » و التقدير : لجعلكم و إيّاهم أمّة واحدة با معنى مستقيم شود .
گفت : اگر خداى خواستى ، همه را يك امّت كردى و يك شريعت فرمودى . اين دليل آن كند كه هر امّتى را شرعى دگر فرمود و هردو محتمل است و معنىدار .
علّامه شعرانى : اگر گويى : غير قول ابن عبّاس معتمد نيست ؛ براى آنكه خداوند جعل همهء اين طريقهها را نسبت به خود داد و آنها كه خود مردم انتخاب كردند باطل است و به جعل خداوند نيست تا بگويد : « جعلنا منكم » ، در جواب گوييم :
دو شريعت در دو زمان مراد است و نيز خداوند افعال مردم را نسبت به خود مىدهد ، مانند :
أَضَلَّ اللَّهُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا
« 4 » و تأويل آن را در بيان آيات جبر بيان كردهاند . « 5 »
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 223 .
( 2 ) . مائده ( 5 ) آيهء 48 .
( 3 ) . همان ، آيهء 48 ؛ نحل ( 16 ) آيهء 93 ، شورى ( 42 ) آيهء 8 .
( 4 ) . نساء ( 4 ) آيهء 88 .
( 5 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 226 .