يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ * الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَكُمْ فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ
. « 1 »
علّامه شعرانى : بدين آيه استدلال بر توحيد انجام يافت و مضمون آن مشتمل بر سه امر است : اوّل ، استدلال بر وجود حقّ تعالى به آنكه او علّت خلق موجود است و وجود ممكن به واجب منتهى گردد . دوم آنكه واجب است عبادت او تعالى براى آنكه نعمت به شما داده است و شكر نعم در عقل واجب است . سيم آنكه شريك قرار دادن بتان با او در عبادت جايز نيست ، چون بديهى است و خود شما مىدانيد آنان در خلقت و نعمت دادن دخلى نداشتند . « 2 »
مؤلف :
وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً
. « 3 » در او دو قول گفتند : قولى آنكه به سماء ابر خواست ، و گفتند : خداى تعالى اين ابر را چون جامه يا چيزىكه در آب نهى نشف كند آفريد . ابر به دريا فرو شود و برآيد و در هوا متراكم شود و باد بر او آيد و آن را بيفشارد ، چنانكه گفت خداى تعالى :
وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجَّاجاً
. بر اين قول ، آب باران آب دريا بود .
و قولى ديگر آن است كه مراد به سماء آسمان است و آب باران از سماء مىآيد و خداى تعالى اين ابر را مغربل آفريده است و حايل كرده در هوا از ميان آسمان و زمين تا چون آب از آسمان بيايد ، بر او آيد ، او تاب و اعتمادش بستاند ، مقدار مقدّر بر زمين آيد ؛ چه اگر نه چنين بودى زمين ويران شدى . و اين قول درستتر است براى آنكه لفظ قرآن بر حقيقت مانده است ، و بر قول اوّل مجاز باشد و كتاب خداى را - جلّ جلاله - تا بر حقيقت حمل شايد كردن بر مجاز حمل نبايد كردن .
علّامه شعرانى : ابر خود بخار است نه آنكه چيزى مانند جامه به دريا فرو رود و
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيات 21 - 22 .
( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 1 ، ص 107 .
( 3 ) . بقره ( 2 ) آيهء 22 .