علّامه شعرانى : يعنى شرط علم آن است كه موافق واقع باشد . و گفتهاند : علم تصديق ثابت جازم مطابق واقع است ، و مؤلف گويد : علم بايد مطابق واقع باشد . امّا در تعريف نبايد اين قيد را آورد ؛ چون هركس هر اعتقادى دارد ، آن را موافق مىداند و هرگز نمىتواند تصوّر كند مطابق واقع نيست و اگر چنين تصوّرى براى او حصول شود او در شكّ است نه عالم ، پس به اين قيد نمىتواند تشخيص دهد اعتقاد او چيست ، مگر ديگرى كه بر اعتقاد او واقف شود و آن را مخالف واقع بيند ، بگويد : آن علم نيست . چنانكه دهريّه به اعتقاد جازم مىگفتند : خدا و عالم آخرت وجود ندارد ، خداوند فرمود :
ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ
« 1 » و حقّ اين است كه اين قيد را در تعريف مىتوان آورد و سبب امتياز محدود از غير محدود مىشود ، منتها نزد غير معتقد . و كلام مصنّف مأخوذ از ذريعهء « 2 » سيّد مرتضى است . « 3 »
مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً
. « 4 »
مؤلف : در تحت عموم اين مثل داخلند كسانى كه صحيح باشد مر ايشان را احوال اراده ، پس دعوى بىمعنى محبّت كرده باشند كه فوق مرتبهء آن است و حقّ تعالى به سبب آن از ايشان اذعان آن چيزى نموده كه بر ايشان اشراق فرموده باشد از نور اراده .
و اين مذهب متصوّفه است .
علّامه شعرانى : ارادت آن هنگام است كه انسان آغاز سلوك كند و محبّت پس از آن حاصل مىگردد . و هركس دعوى محبّت كند و هنوز براى او حاصل نگشته ، نور ارادت در وى خاموش گردد . و البتّه اين معنى مناقض معنى ديگر آيه نيست .
متصوّفه جماعتى از مسلمانانند . آنگاه كه علوم اسلامى به واسطهء بسط و تحقيق
هامش
( 1 ) . جاثيه ( 45 ) آيهء 24 .
( 2 ) . الذريعة في أصول الشيعه ، ج 2 ، ص 487 .
( 3 ) . روح الجنان ج 1 ، ص 79 .
( 4 ) . بقره ( 2 ) آيهء 17 .