و اگر كسى گويد : فلانى شير بيشه هيجاست ، در قلوب اثرى دارد كه اگر گويد فلانى دلير است ، آن اثر ندارد و اگر گويد : شراب نجس است ، چندان منفور نيست كه گويد : شراب مانند بول و غايط است . « 1 »
فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ
. « 2 »
مؤلف : زجّاج گفت : مراد بقوله
فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ
آن است كه احكام و اغراض خداى تعالى در خلق او مىبگردانند . خداى تعالى چهارپاى به آن آفريد تا به او منتفع شوند ، ايشان بر خويشتن حرام كردند به بحيره و سائبه . و ماه و آفتاب به آن آفريد تا مسخّر فرمان او باشند در منافع ما ، ايشان آن را عبادت كردند .
علّامه شعرانى : گروهى از فلاسفهء جديد در بيان علّت حسن و قبح افعال گفتهاند :
هر عمل كه مطابق روش و سير وجود باشد ، حسن است و آنكه بر خلاف آن باشد ، قبيح ، مثلا كشتن ، منع از سير انسان است و سبب نرسيدن او به غايت خود و از اين جهت قبيح است و اطعام فقير مساعدت اوست در بقا و رسيدن به غايت خود و اين نكو است . « 3 »
وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذانَ الْأَنْعامِ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ
. « 4 »
مؤلف : و اختلف في معناه ( خلق اللّه ) ، فقيل : يريد دين اللّه ، و قيل : أراد معنى الخصاء ، عن عكرمة و شهر بن حوشب .
علّامه شعرانى : شهر بن حوشب الأشعري الشامي قرء القرآن على ابن عبّاس و كان عالما كبيرا . مات على رأس مائة او مائة و اثني عشرة . « 5 »
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 19 .
( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 119 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 20 .
( 4 ) . نساء ( 4 ) آيهء 119 .
( 5 ) . مجمع البيان ، ج 3 ، ص 113 .