است ، نه كند است و نه نرم . « 1 »
لَعَنَهُ اللَّهُ وَ قالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِكَ نَصِيباً مَفْرُوضاً
. « 2 »
مؤلف : و در بعضى تفاسير آمد كه از هر هزار كه نصيب شيطان است ، يكى نصيب خداى باشد ، براى آنكه اغلب فرمان او برند و اندكى فرمان خداى برند .
علّامه شعرانى : در تفسير شيخ محمّد عبده « 3 » گويد : هركس در خويش مىيابد كه نصيبى از شيطان دارد و بر خلاف عقل و مصالح او ، او را وسوسه و بشر را به شرّ ترغيب مىكند . و هم گويد : اين مكالمه تكوينى است مانند
قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ
، « 4 » يعنى زمين و آسمان گفتند : ما فرمانبرداريم .
و اين سخن را گروهى نمىپسندند و آن را تأويل غير جايز مىشمارند .
محيى الدين عربى در فتوحات « 5 » در نظاير اين گفته است : هر تعبير مجازى كه در شرع آمده است به مصلحتى است و آن را حفظ بايد كرد ، مثلا خدا بر عرش و بالاى سر يا آسمانهاست و دست و چشم دارد و امثال آن ، گرچه مىدانيم او جسم نيست و مكان ندارد ، امّا مصلحتى بوده است كه خداوند اينگونه تعبير كرد و نگفت : من در قعر چاهها و زير پاى مردمم و بىدست و پا و بىچشم و گوشم . تعبير شيطان هم به آنكه چنين و چنان خواهم كرد ، اگرچه مكالمهء تكوينى باشد ، جز به همين عبارت كه خداى تعالى فرموده ، مؤثر نيست ، مانند
بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ
« 6 » در مقابل
يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ
. « 7 »
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 16 .
( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 118 .
( 3 ) . تفسير عبده .
( 4 ) . فصّلت ( 41 ) آيهء 11 .
( 5 ) . فتوحات مكّيّه ، ج 1 ، ص 89 .
( 6 ) . مائده ( 5 ) آيهء 64 .
( 7 ) . همان .