بكرد و مال تو بسيار كرد . آنگه گفت : به خداى كه زنان او را ديدم از حور العين كه با يكديگر منازعه مىكردند .
علّامه شعرانى : يعنى پس از مرگ بىگذشتن زمان به حور العين رسند . و اين معنى در چند روايت مكرر آمده است . و در بعضى روايات است . كه به بهشت درآيند و اينها بعيد نيست ؛ چون بهشت هماكنون مخلوق است . « 1 »
مؤلف : ابو هريره روايت كند از رسول عليه السّلام كه او گفت : مرد مجاهد كه او را شهيد كنند ، زخم نيزه و شمشير همچنان ماند كه كسى قرصهاى به او بردهد .
علّامه شعرانى : قرصه آن است كه ما به فارسى نيشكون گوييم ؛ يعنى به سر دو انگشت پوست بدن كسى را گرفتن و فشردن . و در نسخهء آقاى كى استوان به جاى قرصه وكين آمده است و به قرينهء اين لغت هم در فارسى به معنى نيشكون است ، امّا جاى ديگر نديدهايم . و شكنجيدن در ترجمهء قرصه هم آوردهاند و در اين معنى به ضمّ كاف است . « 2 »
وَ أَنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ
. « 3 »
مؤلف : أي يوفر جزاءهم و إنّما ذكر ذلك و إن كان غيرهم يعلم ذلك ؛ لأنّهم يعلمونه بعد الموت ضرورة و إنّما يعلمونه في دار التكليف استدلالا و ليس الاستدلال كالمشاهدة و لا الخبر كالمعاينة .
علّامه شعرانى : أثبت الفلاسفة قديما و حديثا تجّرد النفوس الانسانيّة و عدم كون وجودها عرضا حالا في البدن . و أثبتوا أيضا وجود عالم روحانى تلك النفوس مرتبطة به و ما في ذلك العالم حيّ عالم يستدلّ عليه بأنّا قد نستفيد
هامش
( 1 ) . همان ، ص 254 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 171 .