فَزادَهُمْ إِيماناً
. « 1 »
مؤلف : صحيح آن است كه ايمان قابل شدّت و ضعف نمىباشد ، مگر آنگاه كه ايمان عبارت از تصديق به قلب و اقرار به زبان و عمل به اعضا و جوارح باشد ؛ يعنى عمل دخيل در حقيقت ايمان و جزئى از آن باشد كه در اين صورت به واسطهء جهاد ايمان آنها رو به ازدياد مىگذارد . ولى اصحّ آن است كه عمل جزء ايمان نيست و مراد از اين آيه ازدياد دلائل و حجج ايمان براى ايشان است نه اصل ايمان . و دو روايتى را كه ابن عمرو ابو سعيد خدرى از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مبنى بر نقصان و ازدياد ايمان نقل نمودهاند ، بايد تأويل كرد كه مراد ادلّه و حجج ايمان است نه خود ايمان .
علّامه شعرانى : اهل حديث اين سخن را نمىپذيرند و مراعات الفاظ حديث را از معنى واجبتر مىشمارند و تأويل را در حقيقت ردّ روايت مىپندارند . و حقيقت اين است كه هيچيك از اهل اسلام عمل را جزء ايمان نشمرند ، مگر گروهى از وعيدّيهء خوارج كه گويند : اگر كسى نزديك گناه كبيره شود ، كافر است . و نزاع اهل حديث لفظى است نه معنوى . « 2 »
حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ
. « 3 »
مؤلف : عوف بن مالك روايت كند كه رسول صلّى اللّه عليه و آله از ميان دو مرد حكومتى كرد ، آن را كه حكم بر او بود ، برخاست و مىگفت :
حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ
رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت :
باز آريد اين مرد را . باز آوردند . او را گفت : يا هذا ! خداى - عزّ و جلّ - بر زيركى حمد مىكند و بر عجز ملامت ، چون كار بر تو غالب شود ، اين كلمه بگوى . تنبيه كرد او را بر آنكه اين كلمه نه به جاى خود گفتى و ابلهوار گفتى .
علّامه شعرانى : آنكه در مرافعه نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله مغلوب شود ، نبايد
حَسْبُنَا اللَّهُ
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 173 .
( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 2 ، ص 390 .
( 3 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 173 .