گواهى مىدهد كه ايشان فرداى قيامت گواهان من باشند به نزديك خدا - جلّ جلاله - بر ظلم ظالمان ، بياييد و ايشان را زيارت كنيد و بر اينان سلام كنيد كه به آن خداى كه جان من به امر اوست كه هيچكس نباشد كه بر ايشان سلام كند و الّا جوابش بازدهند .
و اين خبر دليل آن مىكند كه ايشان بر حقيقت زنده باشند .
علّامه شعرانى : يعنى همچنانكه در دنيا زندهاند ، پس از مرگ هم زندهاند . و اگر گويى : بدن شهيدان چون ديگر مردگان است و حسّ و حركت ندارد و اگر به فرض حسّ داشته باشد ، ظلم است آن را زير خاك كردن در ترس و تاريكى و تنهايى و سرما ، و اگر مراد زندگى روح است ، شهيدان و غير شهيدان در حيات روح شريكند ، در جواب گوييم : اثبات حيات براى شهيدان نفى حيات از ديگران نمىكند يا آنكه چون ثواب و كرامت آنان بيش از ديگر مؤمنان است آنان را به خصوص ذكر كرد . و اين معنى را بيضاوى در تفسير خود آورده و در جلد اوّل ( صفحهء 378 ) گذشت . « 1 »
عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
. « 2 »
مؤلف : در تفسير كبير آورده كه چون جواهر قدسى را به انوار الوهيت شوقى پديد آيد ، ذوات ايشان را به لمعات معارف ربّانى مستنير گردانند . و « يرزقون » اشاره به آن است كه پس از آن به منبع نور و مصدر رحمت ناظر شوند .
علّامه شعرانى : اين روزى روحانى و معنوى است كه در نظر مردم اين جهان اعتبارى است ، در نظر اهل اللّه حقيقى و جسمانى . و بايد دانست كه هيچكس تاكنون از تفاصيل احوال روح و سعادت آن مطّلع نگرديده است ، كما قال
وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا
« 3 » و آنچه گويند ، اجمالى است . و آنكه گويد : روح از عوارض بدن است ، مثل حرارت و نابود مىشود ، نيز صحيح نيست از دو جهت : يكى آنكه روح
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 249 .
( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 169 .
( 3 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 85 .