مشهور ميان متأخّران است ، اگرچه هنوز شوهر را دفن نكرده زن بزايد عدّهاش به سر مىآيد و مىتواند شوهر كند . امّا نزد ما اين قول صحيح نيست و آنكه به محض زادن عدّهاش به سر مىآيد ، مطلقه است نه آنكه شوهرش بميرد . « 1 »
وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّساءِ
. « 2 »
مؤلف : الخطبة الذكر الذي يستدعى به إلى عقدة النكاح .
علّامه شعرانى : في كشف اللثام « 3 » قال : و محال أن يكون أي النكاح في الأصل للجماع ثمّ استعير للعقد ؛ لأنّ أسماء الجماع كلّها كنايات . و قال : محال أن يستعير من لا يقصد فحشا اسم ما يستفظعونه لما يستحسنونه . « 4 »
وَ لكِنْ لا تُواعِدُوهُنَّ سِرًّا
. « 5 »
مؤلف : و در سرّ خلاف كردند ، بعضى گفتند : زناست و دعوت با حرام و آن آن بود كه مرد در نزديك زنى شدى و او را بفريفتى به گفتارهاى خوب و گفتى [ كه ] مرا تمكين كن تا چون عدّه بهسر آيد ، آشكارا با تو عقد بندم .
علّامه شعرانى : اين رسم اكنون هم ميان نصارى هست و ملاحده و مقلّدان آنان در كشورهاى مسلمان از آنها پيروى مىكنند و با زنى يا دخترى پيوند دوستى مىبندند و پيش از عقد زفاف مىكنند و نويد ازدواج مىدهند و در شرع اسلام از آن نهى شده است ؛ چون شايد پس از رسوايى پشيمان شوند و زن زناكرده آخر زناكار شود . « 6 »
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 252 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 235 .
( 3 ) . كشف اللثام ، ج 2 ، ص 115 .
( 4 ) . مجمع البيان ، ج 2 ، ص 338 .
( 5 ) . بقره ( 2 ) آيهء 235 .
( 6 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 254 .