اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها
« 1 » و يك جاى به ملك الموت في قوله
قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ
« 2 » و در اين آيه بر فعل مجهول ما لم يسمّ فاعله فرمود .
علّامه شعرانى : و در جاى ديگر فرمود :
الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ
. « 3 » و سرّ اختلاف آن است كه كار را به فاعل مباشر و سبب و واسطه و آلت نسبت توان داد . آنچه فرشتگان كنند به رئيس و بزرگ آنان كه ملك الموت است ، نسبت توان داد و فعل ملك الموت را به خداى تعالى . نظير آنكه حكما گويند : خداى تعالى براى هر كار عقلى ، يعنى موجود مجرّد عاقلى آفريد و موكلّ بر آن كرد . و از اين لازم نيايد كه خلقت عالم از خداى تعالى نباشد و از عقول باشد ؛ زيرا كه هرچه از عقل يا ملائكه يا ملك الموت يا جبرئيل يا از اسباب مادّى مانند ماه و خورشيد و ابر و باران و آب و باد و غذا و دوا و ساير چيزها صادر شود در حقيقت از خداست چون ؛ اينها وجود مستقلّ ندارند ، مانند نورى كه از چراغ بر آيينه تابد و از آيينه بر ديوار افتد و همهء ما سوى اللّه به منزلت آينهاند كه نور از خود ندارند . « 4 »
مؤلف : و به نزديك ما عدّة المتوفى عنها زوجها چهار ماه و ده روز باشد ؛ سواء اگر دخول بوده باشد و اگر نبوده ، باشد ، اگر زن آزاد بود و اگر برده .
علّامه شعرانى : و در متعه خلاف است و احتياط در چهار ماه و ده روز . « 5 »
مؤلف : و جملهء فقها خلاف كردهاند و گفتهاند : دو ماه و پنج روز باشد عدّهء پرستار بر نيمهء عدّهء زن آزاد . و بعضى اصحاب ما هم اين گفتند و در عدّهء آبستن گفتند جماعتى فقها كه وضع حمل باشد و اگرچه مرد را هنوز دفن نكرده باشند .
علّامه شعرانى : پرستار كنيز است و صاحب شرائع « 6 » اختيار اين قول كرده و همين
هامش
( 1 ) . زمر ( 39 ) آيهء 42 .
( 2 ) . سجده ( 32 ) آيهء 11 .
( 3 ) . نحل ( 16 ) آيهء 28 .
( 4 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 249 .
( 5 ) . همان ، ص 252 .
( 6 ) . شرائع الاسلام ، كتاب الطلاق ، ص 215 .