زن بر آن صبر كند ، ثواب جهاد دارد . از برترى مردان در بعضى احكام بر زنان ظلم لازم نمىآيد ، چنانكه از عكس آن نيز ، چون ظلم آن است كه كمتر از استحقاق به كسى دهند . نبينى كه كودك صغير را از تصرّف در مال خويش منع مىكنند و ظلم نيست ، بلكه صلاح و عدل است و عالم را بر جاهل ترجيح مىدهند و هنرمند را بر بىهنر و طبيب ماهر حاذق را بر مبتدى و معمار استاد را بر عامل جاهل و مزدها را مطابق هنر و شغل مىدهند و ظلم نباشد و اگر مرد را براى تحمّل مشقّت و نفقه دو برابر زن ارث دهند ، ظلمى به زن نشده ؛ چونكه زن از كار معاف است و از نفقه دادن آزاد . و اگر نفقهء زن را بر مرد قرار دهند هم ظلمى بر مرد نشده است ؛ چون زن يا حمل دارد و يا رضاع و ظلم است با پرورش بچه او را كار ديگر فرمودن و نفقهء مرد را بر او نهادن . « 1 »
الطَّلاقُ مَرَّتانِ
« 2 »
مؤلف : و طلوق البعيران تركت رسنه فلا يمنع .
علّامه شعرانى : طلوق بعير آن باشد كه رسن بينى از او بردارند و آزاد چرا كند . در لسان العرب گويد : ناقة طالق بلاخطام و هي التي ترسل في الحيّ فترعى من جنابهم حيث شاءت لا تمنع . « 3 »
مؤلف : و اگر مرد غايب باشد و در غيبت زن را طلاق دهد ، عدّه از آن روز باشد كه مرد او را طلاق داده باشد و عدّهء او به ماه باشد ، سه ماه بنشيند .
علّامه شعرانى : طلاق غايب اگر در حيض اتفاق افتد صحيح است و در آن صورت اگر حيض بيند به سه قرء و اگر نبيند سه ماه بايد عدّه نگه دارد . و شايد در عبارت كتاب سقط يا تصحيفى است ؛ چون كسى نگويد عدّهء غايب مطلقا به ماه باشد . « 4 »
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 223 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 229 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 2 .
( 4 ) . همان ، ص 228 .