فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ
. « 1 »
مؤلف : امّا عرفات جمع عرفه باشد به مثل درجه و درجات و دركه و دركات ، آنگه اين اسم را جمع بگرفتند و بر موضعى نهادند ، چنانكه گفتند : ثوب اخلاق و اسمال و ارض سباسب . اين اسماء وحدان را به لفظ جمع وصف كردند و براى آن صرف كردند او را با آنكه دو سبب در او حاصل است از علميّت و تأنيث .
علّامه شعرانى : يعنى عرفات علم است و مؤنّث ، با اين حال غيرمنصرف نيست ؛ چون نام يك مكان است . و شايد كسى توهّم كند داراى سه سبب است و سيمى آن جمع بودن ، امّا اين صحيح نيست . و بههرحال ، عرفات منصرف است ؛ چون نه جمع بودن آن و نه مؤنّث بودن ، هيچيك سبب منع صرف نيست ، آن جمع كه منع صرف مىكند ، وزن مفاعل و مفاعيل است و آن تأنيث كه چون فعلا و فعلة باشد به الف تأنيث يا تاء . « 2 »
مؤلف : مفسّران خلاف كردند در آنكه اين جايگاه را چرا عرفات خواندند و اين روز را عرفه ؟ . . .
علّامه شعرانى : اين اختلاف در وجه تسميهء عرفه دليل است كه مؤلف گفتار را براى اعتماد و اعتقاد بدان روايت نمىكرد ، بلكه براى آنكه كتاب از گفتار آنان خالى نباشد و دانستن آنكه عرفه را چرا عرفه گفتند ، از ضروريّات نيست و اگر ندانيم كدام از اين روايات صحيح است هم مقصّر نيستيم و شايد هيچيك درست نباشد و تسميه را علّتى ديگر بود . « 3 »
وَ اذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُوداتٍ
. « 4 »
مؤلف : و فقها گفتند : سنّت است تكبير كردن در اين ايّام .
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 198 .
( 2 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 126 .
( 3 ) . همان ، ص 127 .
( 4 ) . بقره ( 2 ) آيهء 203 .