فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً :
عايد است به آب .
و گفتهاند : با بشر . و اين واضح است . « 1 »
بعضى مفسران گفتهاند : « نسب » ، آنست كه نكاح وي حلال نبوذ . و « صهر » ، آنست كه نكاح وي - از قرابت و غير - حلال بوذ . « 2 »
و گفتهاند : « نسب » پسرانند و « صهر » دختران ، كه بسبب ايشان صهريت ثابت مىشوذ . « 3 »
و گفتهاند : « نسب » آدم است و « صهر » حوا ، « 4 » كه بيكبار از حق اعراض كنند و ظاهر قران فروگذارند ، و در تحت اللفظ انديشه نكنند .
« صهر » ، كسى را گويند كه دختر كسى در نكاح آرذ .
اين « بشر » ، عبارتست از امير المؤمنين - عليه السلام .
حق - سبحانه و تعالى - كمال عظمت و لطف خوذ بواسطهء امير المؤمنين كه دختر رسول - عليه السلام - بوجود او موجود شذ ، بر بندگان عرض ميكنذ كه :
من آن خذاوندم كه قالب محسوس بر ناموس ، على را از آب بيافريذم و او را شوهر دختر وي كردم . « 5 »
چنانك رسول فرموذ - صلى اللّه عليه و آله :
هامش
( 1 ) - تبيان 7 / 499 .
( 2 ) - تبيان 7 / 499 ، مجمع 7 / 175 ، رازى 8 / 286 .
( 3 ) - مجمع 7 / 175 .
( 4 ) - به اين مضمون : تفسير قمى 2 / 114 - 115 و كافى 5 / 442 ح 9 ، البته اين موافق مذهب عامه است كه شيخ صدوق در « علل الشرايع » و « من لا يحضره الفقيه » در باب خلقت آدم آن را رد نموده است . ( علل الشرايع / 18 )
( 5 ) - مجمع 7 / 175 ، رازى 8 / 286 .