هامش
- ملاحظه مىشود كه اعلام اهل سنت ، خود ، حديث را ضعيف و منكر مىدانند . و لذا بخارى و مسلم ، آن را در كتابهاى خود - كه در مكتب خلفا ، معتبرترين كتابهاست - نياوردهاند .
از سوى ديگر ، اگر به محتواى كلام بنگريم ، ابو جهل كه كارى جز استهزاء به دين نداشت ، چگونه مايهء عزّ اسلام باشد ؟
زجّاج - از مفسّران مورد اعتماد مكتب خلفا - ذيل آيهء« ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ »( دخان / 49 ) مىنويسد :
نزلت فى ابى جهل ، و كان يقول : انا اعزّ اهل الوادى و أمنعهم ، فقال الله تعالى : ذق انك انت العزيز الكريم ،
معناه : ذق هذا العذاب انك انت القائل : انا العزيز الكريم »
( لسان العرب 9 / 186 ، « عزز » )
آيا درست است كه با وجود همهء مؤمنان ثابتقدم ، پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله ، براى عزّت اسلام ، ابو جهل را به يارى بطلبد ؟
بهتر است كلام را كوتاه كنيم ، و رشتهء كلام را به دست شيخ عبد الجليل قزوينى ( صاحب كتاب نقض نوشته شده در حدود 560 ه . ق ) بدهيم كه در پاسخ كلام ناصبى - كه به اين كلام منسوب به پيامبر ، استناد كرده - مىنويسد :
« مرا گمان چنان بود كه مصنّف عمرى است . چون بازديدم خود بو جهلى است ، اولا دروغ بر رسول نهاده است و عمر را در صلابت بابو جهل مشاركت داده است .
جايى مىگويد :
عمر بفضل از على بهتر است ،
و جايى گويد : در صلابت بابو جهل همبر است ، دريغا سنّيان بتعصّب ، رسول صلى الله عليه و آله روز مؤاخاة گويد : عمر بابوبكر برادر است و خواجه گويد : در -