هامش
- هفتم - اصبغ بن نباته گويد : امير المؤمنين عليه السلام فرمود :
به خدا قسم ، هيچگاه پدرم و جدّم عبد المطلب و هاشم و عبد مناف ، هرگز بتى نپرسيدند .
سؤال شد : پس چه چيزى را مىپرستيدند ؟
فرمود : آنان به سوى خانهء كعبه نماز مىگزاردند ، در حالى كه بر دين ابراهيم عليه السلام و متمسّك به آن آيين بودند .
( بحار الانوار 15 / 144 حديث 76 ، نقل از كمال الدين )
هشتم - امام صادق عليه السلام فرمود :
« در ميان عرب ، بعضى از احكام حنيفيّت به جاى مانده بود : صلهء رحم ، پذيرايى از ميهمان ، حجّ بيت الله ، پرهيز از مال يتيم ، و . . . »
( بحار الانوار 5 / 172 حديث 98 ، مرآة العقول 17 / 49 - 50 نقل از كافى )
نهم - امام صادق عليه السلام فرمود :
« عبد المطلب در روز قيامت ، امتى واحده محشور مىگردد كه او را سيماى پيامبران و هيبت پادشاهان باشد » . ( بحار الانوار 15 / 157 حديث 84 ، نقل از كافى )
دهم - در خبر مفصّلى از طريق اهل بيت عليهم السلام آمده است كه :
وقتى ابرهه پادشاه حبشه به نابود ساختن خانهء كعبه همّت كرد ، عبد المطلب با او ملاقات كرد . و در همين ملاقات ، فيل ابرهه ، به محضر عبد المطلب عرض سلام كرد ، و به زبان فصيح گفت :
يا نور خير البريّة ، و يا صاحب البيت و السقاية ، و يا جدّ سيّد المرسلين ، السلام على نور الله فى ظهرك ، يا عبد المطلب معك العزّ و الشرف ، لن تذلّ و لن تغلب ابدا . . .
( بحار الانوار 15 / 130 - 132 حديث 70 ، نقل از العدد القوية )
يازدهم - شيخ صدوق ، در رسالهء اعتقادات خود - كه به عنوان خلاصهاى از -