هامش
- بسيارى از مفسّران خاصّه و عامّه ، به اين آيه استدلال كردهاند كه اجداد حضرت خاتم النبيين صلى الله عليه و آله ، همه موحّد بودهاند ، و نكاح صحيح در ميان آنها جريان داشته است . در واقع ، اين رشتهء نور را ، خداى تعالى در ظلمت جاهليت پيشين ، به دست قدرت خود ، از هر آلودگى مصون نگاه داشته ، تا در زمان مناسب ، آخرين پيامبر خود - در عدد - را ( كه اولين پيامبر در رتبه و ارزش بود ) به اين عالم خاكى منتقل سازد .
در اينجا ، به مصداق « اهل البيت ادرى بما فى البيت » ، گوش جان به كلام نورانى خاندان نور مىسپاريم ، تا وصف خورشيد را از زبان خورشيد بشنويم :
اول - امام باقر عليه السلام فرمود :« الَّذِي يَراكَ حِينَ تَقُومُ »فى النبوة ، و« تَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ »قال : فى اصلاب النبيين .
( بحار الانوار 15 / 3 حديث 1 ، نقل از تفسير قمى ) .
دوم - رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود :
« خداى ، مرا نورى در تحت عرش آفريد ، قبل از خلقت آدم عليه السلام به دوازده هزار سال . چون آدم عليه السلام را آفريد ، نور را در صلب آدم عليه السلام قرار داد ، اين نور از صلبى به صلبى منتقل مىشد ، تا اينكه در صلب عبد الله بن عبد المطلب و ابو طالب جدا شديم . پس مرا از آن نور آفريد ، امّا پس از من پيامبرى نباشد » .
( بحار الانوار 15 / 7 حديث 6 ، نقل از تفسير فرات )
سوم - در حديث طولانى ديگر ، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود :
« . . . سپس ما را به اصلاب پدران و ارحام مادران بيرون آورد ، نه نجاست شرك ما را دربر گرفت ، و نه آلودگى كفر . . . چون به عبد المطلب رسيديم ، اين نور را بيرون آورد و دو نيم كرد : نيمى را در عبد الله و نيمى را در ابو طالب قرار داد . نيمهء مربوط به مرا به آمنه منتقل كرد ، و نيمهء ديگر را به فاطمه بنت اسد . . . » - تا آخر حديث . -