و اين حديث [ را ] حافظ ابو نعيم در كتاب حلية الاوليا باسناد ذكر كرده است . « 1 »
هامش
( 1 ) - حلية الاولياء 1 / 66 .
هنگاميكه با رسول خدا مخالفت شد و گفتهء او كنار گذاشته شد ، دستور او در مورد آنان ( اهل بيتش ) مورد نافرمانى قرار گرفت ، در كارشان جدا از آنان استبداد نمودند و حق آنان را انكار كردند ، از ميراث آنان جلوگيرى كردند ( ميراثشان را از آنان دريغ كردند ) ، از روى نابكارى و حسادت و ستمگرى و دشمنى ، عليه آنان همدست شدند ، در نتيجه آنچه خداوند از گرفتارى و عذاب دردناك به آنان وعده فرموده بود ، بر مخالفتكنندگان دستور او و سرپيچىكنندگان نسبت به اهل بيت او ( و آنان كه از ايشان متابعت كردند و به رفتار آنان خشنود بودند ) محقّق ساخت ، نيز ابتلاى آنان را به كورى در شناخت راه راست ، پيش انداخت و همچنين گرفتارى به اختلاف در احكام و خواستهها و پراكندگى نظرات و كوركورانه گام برداشتن در بيراهه را در دين براى آنان جلو انداخت و برايشان عذاب دردناك را براى روز رسيدگى در قيامت مهيّا ساخت .
ما ديدهايم ( يعنى خواندهايم ) كه خداى عزّ و جلّ در كتابش ، از آنچه كه گروهى از بندگانش را به وسيلهء آن كيفر داده ياد كرده است ، آنجا كه مىفرمايد :
« پس سرانجام به افكندن نفاقى در دلهايشان پيوسته تا روزى كه با او ملاقات كنند ، كيفرشان داد . چون خلاف پيمان و وعدهاى كه به خدا داده بودند ، عمل كردند و چون دروغ مىگفتند »
و خدا نفاقى را كه در دل آنان جايگزين ساخته بود كيفر خلف وعدهء آنان قرار داد و ايشان را منافقين خواند ، سپس در كتاب خود فرمود :
« همانا منافقين در پستترين مرتبهء آتش جاى دارند . »
اگر وضع كسى كه خلاف وعده كرده چنين باشد ، كه كيفر نفاقش كشاننده به پستترين مرتبهء دوزخ است ، پس چگونه خواهد بود حال كسى كه در برابر خداى -