تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف البلابل القلاقل (فارسى) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
أَوْ تَرْقى فِي السَّماءِ
يا به آسمان برروي .
وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ :
اين قول عبد الله اميه « 1 » است . گفت : هرگز به تو ايمان نيارم ، تا كتابى از آسمان بما آرى كه در آن نوشته باشد : « اين نوشتهء است از خذاوند عالميان بعبد الله اميه . من محمد را به پيغمبرى به خلق فرستاذه‌ام ، بوي ايمان آور ، او را راست‌گوى دان » . و الله كه اگر اين ملتمس را مبذول داري ، ترا راست‌گوي بدارم و به تو ايمان بدارم . « 2 »
قُلْ سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا :
بگو اى محمد ! اگر من قادر بوذمي بر آنچه شما از من طلب مىكنيذ ، من
هامش
- عبد الله بن مسعود هذلى : از سابقين مسلمين است و در ميان صحابه به علم قرآن معروف است ، علماى ما فرموده‌اند كه او با مخالفين مخالطه و به ايشان ميل داشته است و علماى سنّت او را تجليل بسيار كنند و گويند كه وى اعلم صحابه بوده به كتاب الله . و رسول خدا - صلى الله عليه و آله - فرموده كه قرآن را از چهار نفر اخذ كنيد و ابتداء كرد بابن ام عبد الله كه « عبد الله بن مسعود » باشد . و « ابن مسعود » همانست كه سر ابو جهل را در يوم بدر از تن جدا كرد و بر جنازه حضرت ابو ذر - رضى الله عنه - حاضر شد و وى از آن جماعتى است كه جلوس ابو بكر را در مجلس خلافت انكار كردند . به نقل از منتهى الامال ( 1 ) - در مصدر ، عبد الله بن ابى اميّه است ، لاهيجى 2 / 851 . ( 2 ) - كشف الاسرار 5 / 619 .