تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف البلابل القلاقل (فارسى) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
تبليغ رسالت كردم و شما را نصيحت كردم . اگر از من قبول كنيذ ، آنچه مرا بان فرستاذه‌اند ، حظ دنيا و آخرت شما در آنست . و اگر ردّ كنيذ ، صبر كنم [ 92 - پ ] تا خذاى - تعالى - ميان من و شما حكم كنذ . ايشان گفتند : اى محمد ! اگر چنانست كه آنچه بر تو عرض كرديم قبول نمىكني ، تو مىدانى كه هيچ عرصه از عرصهء ما تنگ‌تر نيست « 1 » ، و هيچ ديار اندك آب‌تر از ديار و بلاد ما نيست ، و هيچ آدمى در عالم ناخوش‌عيش‌تر از ما نيست . از خذاى خوذ درخواه تا اين شدت از ما بردارذ ، و عرصهء ما فراخ گردانذ ، و جويهاى آب روان در ديار ما روان گردانذ ، چنانك در شام و عراق روان كرده است « 2 » ، و پذران ما از گور برانگيزانذ ، و بر ما منت نهذ بزنده گردانيذن قصىّ كلاب - كه او شيخى بزرگ صادق بوذ - تا ما از وي سئوال كنيم كه تو در مدعى خوذ صادقى يا كاذب ، و قول تو حق است يا باطل ؟ اگر ملتمس ما مبذول ميدارى ، ترا تصديق كنيم ، و منزلت و درجت تو عند الله ما را معلوم شوذ ، و ما را محقق گردذ كه ترا برسالت فرستاذه‌اند ، و هر چه ميگوييى راست ميگوييى . رسول - صلى الله عليه و آله - گفت : مرا نه به اين فرستاذه‌اند . بلك از حضرت خذا بشما آمذه‌ام به آنچه مرا فرستاذه‌اند ، تبليغ آن كردم . و اگر از من قبول مىكنيذ ، رستگار دنيا و آخرت باشيذ . و اگر رد كنيذ ، صبر كنم تا امر خذاى - تعالى - دررسذ . قريش گفتند : اگر به آنچه خواستيم ، قيام نمىنماييى ، از خذاى خوذ بخواه تا ملكى بفرستذ كه بهرچه مىگوييى ترا تصديق كند ، و ترا بوستانها بخشذ و گنجها كرامت كنذ ، و ترا قصرها از زر و نقره دهذ ، و ترا از درويشى برهاند ، و ترا بر وجه معاش قادر گرداند ؛ كه ترا مىبينم كه در بازارها تردد مىكنى و بر
هامش
( 1 ) - كشف الاسرار 5 / 617 : اين مكه جائى تنگ است . ( 2 ) - كشف الاسرار 5 / 618 .