تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف البلابل القلاقل (فارسى) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
هامش
- گفت : « كردند ، نكردند . كردند ، نكردند » [ البدء و التاريخ ج 5 ص 193 ، نقل از قزوينى ، يادداشتها ج 6 ص 86 ] . طبرسى آن را به صورت « كرديد ، نكرديد » ضبط كرده است . [ احتجاج ، چاپ سنگى ص 43 بنقل : مدرسى طباطبائى در : وحيد ، سال 7 ص 736 ] . قديمترين مأخذ اين جمله‌ها نوشته جاحظ است كه در آنجا با املاى قديمى « ى » مجهول به صورت « كرداذ و نكرداذ » ضبط شده است . [ العثمانية جاحظ بكوشش محمد عبد السلام هارون ، قاهره 1374 ، ص 172 ، 179 ، 189 ، 237 - 238 . جاحظ در اينكه سلمان چنين چيزى گفته باشد ترديد مىكند : همان كتاب ص 186 ببعد ] . اين جمله را اول بار ابو عمران عبد الملك بن حبيب ازدى جونى بصرى متوفى 128 نقل كرده و مدائنى ( متوفى 215 ) از او و بلاذرى در انساب از مدائنى نقل كرده است .[ L . Massingon , salaman Pak , paris 1934 , p . 20ساختمان فعل در اين جمله‌ها كه خود چيزى جز فعل نيست ، فارسى است نه پهلوى . ساختمان افعال متعدى در ماضى در پهلوى به گونه ديگرى است . » ( تكوين زبان فارسى ، على اشرف صادقى ، دانشگاه آزاد ايران ، 1357 ، ص 62 ) در اينجا نكات زير را بعنوان حاشيهء اين بحث تذكر مىدهيم : اول - اين جمله را جناب سلمان فارسى در بيعت ابو بكر فرموده ، نه بيعت عثمان . چرا كه اگر كلام مقدّسى را هم بپذيريم ، اين جمله در سال 11 هجرى بيان شده است . علّت ترديد جاحظ در نسبت اين جمله به سلمان ، يا نسبت دادن آن به بيعت عثمان ، نيازمند تفصيلى است كه در اينجا مجال آن نيست . دوم - يكى از مصادر قديم اين جمله ، كه دكتر صادقى متعرض آن نشده‌اند ، روايت فضل بن شاذان نيشابورى ( متوفى 260 ) است كه در كتاب نفيس « الايضاح » مىنويسد : -
تفسير شريف البلابل القلاقل (فارسى) — صفحة 396 | محمود بن محمد حسنى واعظ / محمد حسين صفاخواه