تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف البلابل القلاقل (فارسى) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
اگر گوييى : مراد ازين آيت ، « و ورث سليمان علم » بوذ . گوييم : خلاف نص است ، زيرا كه تأويل جاييى كنيم كه اگر ظاهر آن را تفسير كنيم ، خللى واقع شوذ . و در تفسير
« يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ »
و
« وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ »
هيچ خلل لازم نمىآيذ ، تا تفسير فروگذاريم و بتأويل مشغول شويم . و نيز قران بلغت عرب منزل شذ . و عرب اطلاق ميراث بمال كرده‌اند نه بعلم . و نيز
« وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي » ؛
يعنى : « من از وارثان كه بنى اعمام من‌اند ، مىترسم كه چيزي كه مراست بعد از من بطريق ميراث ببرند . خذاوندا ! مرا فرزندي كرامت گردان كه ميراث گير من و آل يعقوب بوذ » . و يحيى - عليه السلم - در حيات زكريا هم علم داشت و هم نبوت ، و سليمان - عليه السلام - در حالت حيات داود - عليه السلم - همچنين . و مورث ، ميراث بعد از مورث برذ . و ميراث اطلاق بعلم كردن ، خطاء محض است . و در قرون ماضيه و امم سالفه ، از اهل دين و غير آن ، هيچ‌كس ميراث پدر از فرزند منع نكرده‌اند . و خوش گفت سلمان پارسى - رضى الله عنه : « كردند و نكردند و حق ميره « 1 » ببردند « 2 » » .
هامش
( 1 ) - ميره : خواجه و رئيس و كدخدا . ( ناظم الاطباء ) . ( 2 ) - دكتر على اشرف صادقى دربارهء اين جملهء سلمان مىنويسد : « مطهر بن ظاهر مقدسى مىگويد : سلمان در روز بيعت عثمان ( سال 11 هجرى ) -