با توجه به مقدمات سابق آنجا كه سخن از قرآن است ، مراد ، قرآن با اولوا الامر است ؛ چرا كه ما ، قرآن بدون اهل بيت عليهم السلام را نپذيرفتهايم .
مقدمهء هفتم : ضرورت مراجعه به اهل قرآن در متشابهات
آنچه نتيجهء عكس مقدمهء پنجم است اين است كه :
عدم مراجعه به معدن علم ، سبب پيدايش اختلافات ، سقوط در چاههاى خطرناك جهل ، قياس و بدعت است .
چنانچه قرآن به تنهائى كافى باشد ، نبايد چنين آثارى داشته باشد . اما با وجود آيات متشابهات ، ضرورت مراجعه به راسخون در علم و تفسير متشابهات به محكمات ، احساس مىشود .
نتيجه آنكه :
ظاهر و باطن قرآن ، به عالمان كتاب و تراجم وحى محتاج است . و لذا :
- آنها كه به باطن قرآن ، بىعالم آن ، معتقد شدند راه خطا پيمودند .
- و آنها كه فقط به ظاهر قرآن چنگ زدند و خود را از معصومين بىنياز ديدند نيز هلاك شدند .
- و آنها نيز كه خود را در مقام بيان قرآن ديدند و مقام
« لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ »
را مدّعى شدند ، و در واقع به نوعى ادّعاى نبوت نمودند نيز نفهميدند و به منزل نرسيدند .
تنها آنها كه گوش به فرمان حبيب خدا داده و به ثقلين چنگ زدند و قرآن همراه با معصوم را - كه پاكيزه از هر رجس ، بلكه پاككننده هر رجس است - معتقد شدند رستگار شدند .
و هذا صراط علىّ مستقيم اللهم واحى بوليك القرآن