پاسخگويى همان بزرگوارانى بوده و هستند كه « اهل ذكر » اند .
وقتى عرب ، معنى
« وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا »
و يا معنى
« كَلالَةً » *
را نداند ، عجم در اين نادانى اولى است . لذا لازم است در كنار قرآن ، شخصى ، ( اگرچه در لباس بشرى امّا ) برگزيدهء الهى و سيراب شده از معدن علم نبوى باشد تا رفع مشكل كند و راه صحيح را باز نمايد :
وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ
( نساء 4 / 83 )
فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ
( نساء 4 / 59 )
مقدمهء ششم : عدم مراجعه به قرآن مساوى است با گمراهى و ضلالت
از ويژگىهاى مهم قرآن ، به بيان خود قرآن ، نور و هدايت بودن است ؛ و چگونه چنين نباشد در حالى كه كتب پيشينيان ، اين ويژگىها را داشته است ( مائده 5 / 44 و 46 ) پس ، هدايت ويژگى قرآن است امّا از پرتو انوار آن ، كسى بهره مىبرد كه خود را در مسير آن قرار دهد ؛ نه آنكه بر دلش قفل زده باشد :
« إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ »
( الاسراء 17 / 9 )
و لذا در فتنهها ، به سراغ قرآن بايد رفت ، چرا كه تنها پناه ، در امور سخت ، قرآن است . « 1 »
هامش
( 1 ) - قال رسول الله صلى اللّه عليه و آله : . . . فاذا التبست عليكم الفتن كقطع اليل المظلم فعليكم بالقرآن ( اصول كافى 2 / 599 )