و گفتهاند كه : اين كنايتى است از حديث ؛ « 1 » يعنى : كسى كه محتاج اكل و حدث بوذ ، او را صلاحيت ربوبيت نبود .
انْظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الْآياتِ :
بنگر كه چگونه بيان آيات مىكنيم ، بر آنچه عيسى بنده خداست .
ثُمَّ انْظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ :
پس از آنچه بيان كرديم كه او بنده آفريده است ، بنگر كه چگونه بكردند بذان « 2 » تأمل و تدبّر كردن در آن .
و اصل الكلمة من الصرف ، افكه : صرفه و قلبه ؛ « 3 » يعنى : اصل
« يُؤْفَكُونَ »
از صرفست . و آن [ 34 - پ ] بدروغ باز داذن و گردانيذن بوذ .
و
« إِفْكٌ » *
، كذب بوذ . و
« الْمُؤْتَفِكاتِ » *
« 4 » از آنجاست .
و از كذب ايشان ، بعضى آنست كه يعقوبيه - لعنهم اللّه - گويند : خذاى - تعالى - در هر زمانى در شخصى تجلى كرد . و در زمان ماذر عيسى ، در او تجلّى كرد . ازين جهت معجزات و آيات از وى ظاهر شد .
و مراد ايشان ازين حلول است ، هم آنست كه اغلب مشايخ و صوفيان اهل سنت و جماعت گفتهاند ؛ مثل حلاج كه گفت : « انا الحق » ، و جنيد كه گفت :
« ليس فى جبّتى سوى اللّه » ، و با يزيد گفت : « سبحانى ما اعظم شأنى » . و سخنان اين طايفه ، ازين شيوه بسيار است . و العجب كه از نصارى آن نمىشنيدند و
هامش
( 1 ) - تفسير طبرى 10 / 485 ، تبيان 3 / 605 ، مجمع البيان 3 / 355 ، رازى 4 / 299 .
( 2 ) - « بذان » در اينجا يعنى « بدون » .
( 3 ) - اصل نسخه : قبله .
( 4 ) - اشاره به قوم لوط كه در قرآن : توبه / 70 ، حاقه / 9 مذكور شدهاند .
جوهرى در صحاح مىنويسد : « المؤتفكات : المدن التى قلبها اللّه تعالى على قوم لوط عليه السلام » ( صحاح : « افك » ) .