تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف البلابل القلاقل (فارسى) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
تا رسول بمدينه رجوع فرموذ . « 1 » روز احد ، رسول - صلى اللّه عليه [ و آله ] و سلم - از مركب جذا شذ . و در ميان كشتگان خوذ را پنهان كرده بوذ . و صحابه بر وى مىگذشتند و او مىگفت : « يا جند اللّه يا عباد اللّه هلمّوا الىّ » . و چندبار اين لفظ مكرر مىكرد ، و كس اجابت وي نمىكرد . و امير المؤمنين طلب رسول مىكرد ، تا رسول را ديذ ، در ميان كشتگان بيافت . از مركب خوذ فروآمذ و رسول را برنشاند و شمير بركشيذ و رسول را محافظت مىكرد و كافرانرا مىكشت ، تا رسول را - عليه السلم - بيرون آورد . عمر خوذ مىگويذ : من روز احد چون بز كوهى در كوه مىجستم و خذاى - تعالى - در حق او و آنها كه روز احد بگريختند و بهزيمت برفتند ، مىفرمايذ :
إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطانُ بِبَعْضِ ما كَسَبُوا ؛
يعنى : شيطان ايشانرا در زلّت انداخت و ترك حق كردند و بباطل مشغول شذند . شيعت عمر ، در حق عمر ، از رسول روايت كنند كه : شيطان از سايهء عمر گريزذ . « 2 » اى عجب ! اين قوم اگر قران دانستندى و از حقايق آن باخبر بوذندي ، امثال اين حديث موضوع نكردندي و بر رسول - عليه السلم - نه بستندى . خذاى - تعالى - فرمايد كه شيطان او را بر زلّت داشت ، و شيعت او گوينذ : رسول گفت : شيطان از عمر مىگريخت . و تا غايتى اين جمله مبالغه كنند . [ 25 - ر ] كه : اگر روزي در كوچهء از كوچهاى مدينه بگذشتى ، شيطان چهل
هامش
( 1 ) - طبرى 7 / 329 رقم 8103 . ( 2 ) - دربارهء اين حديث مجعول و جواب آن ، بنگريد : الغدير 8 / 64 - 69 .