تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف البلابل القلاقل (فارسى) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
بحرب مشغول شوم . و اگر خلاف كنيذ و اين موضع فروگذاريذ ، ايشان بر ما ظفر يابند و از ما خلقى هلاك شوند . » ايشان بر آن موضع بيستاذند . رسول با تمامت لشكر با ايشان حرب در پيوستند ، تا خلقى بسيار از كفار هلاك شذ ، و باقى روى بهزيمت نهاذند و هرچه داشتند رها كردند . اين قوم كه بر مركز بوذند ، از حرص بر غنيمت ، مركز رها كردند و بغنيمت مشغول گشتند . كافران مركز را خالى يافتند . از آن راه قصد رسول كردند . و غرض اين طايفه كه از مركز فروآمذند ، آن بوذ كه رسول را و مؤمنانرا حادثهء رسذ ، و ايشانرا تشفى حاصل شوذ . كافران روى برسول و مؤمنان نهادند . صحابه چون غلبه و عود ايشان ديذند ، همه منهزم گشتند الّا امير المؤمنين و ابو بكر و طلحه و عبد الرحمن عوف و سعد وقاص و شش كس ديگر [ 24 - پ ] از انصار . و اين روز ، خلقى بسيار از صحابه بقتل آمذند . و عمر از جملهء هزيمتيان بوذ ، و عثمان هم‌چنين . عمر مىگويذ : فررت يوم احد حتّى صعدت الجبل . و لقد رأيتنى انزوا كانّى « 1 » ازوى ، و الناس يقولون قتل محمد ؛ يعنى : من روز احد بگريختم و بهزيمت رفتم ، تا بكوه بر رفتم . و اگر تو مرا بديذيي كه مىجستم ، گفتى مگر بز كوهيم و مردم مىگفتند كه محمد را بقتل آوردند . « 2 » و اين گوينده ، خوذ و عثمان با عتبه و سعيد پسران عثمان و انصار سر بجلعب برآوردند ، و آن كوهيست نزديك مدينه ، سه روز بر آن كوه بوذند ،
هامش
( 1 ) - طبرى : كأنّنى . ( 2 ) - طبرى 7 / 327 رقم 8098 - 8100 .
تفسير شريف البلابل القلاقل (فارسى) — صفحة 228 | محمود بن محمد حسنى واعظ / محمد حسين صفاخواه