سوال :
« ثُمَّ »
آنجا دلالت مىكنذ بر تقديم وجود آدم - عليه السلام .
جواب :
« ثُمَّ »
آنجا ترتيب خبر راست ، نه ترتيب خبر داذن ازو . زيرا كه
« كُنْ »
متأخر نيست از آفريذن او ، و اگرچه از روى معنى ، تفسير معنى آفريذن اوست .
جوابى ديگر : جايز بوذ كه
« ثُمَّ »
ترتيب مخبر عنه باشذ ، و تقدير آن چنين بوذ كه :
« صوّره ثم قال له : كن لحما و دما »
صورت آدم ترتيب فرموذ از گل ، پس گفت : خون و گوشت شو . « 1 »
و معنى
« خَلَقَهُ » ،
يعنى : وجود او تقدير فرموذ : « ثم قال له كن ، ثم كوّنه » يعنى :
آن هستى را كه تقدير فرموذه بوذ ، گفت : بباش ، پس بيافريذ او را . « 2 »
و گفتهاند :
« كُنْ فَيَكُونُ »
اشارت بعيسى است - عليه السلم . « 3 »
الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ ؛
يعنى : خبر در امر عيسى ، حق است از خذاي تو .
فَلا تَكُنْ ؛
يعنى : اى شنونده مباش ،
و مراد ازين شنونده ، وفد نجرانند .
مِنَ الْمُمْتَرِينَ :
هامش
( 1 ) - فخر رازى 2 / 696 .
( 2 ) - فخر رازى 2 / 696 .
( 3 ) - طبرى 6 / 468 .