وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذا إِلَّا إِفْكٌ افْتَراهُ
و گفتند كافران كه نيست اين آوردهء محمد صلّى اللّه عليه و سلّم مگر دروغى كه وى ساخته است
وَ أَعانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ
و يارى دادندش بر وى قوم ديگر و وى اين سخنان بشناسا كردن آنها شناخته است ؛
فَقَدْ جاؤُ ظُلْماً وَ زُوراً
آوردند سخن باطل و زور ، از حق و راستى دور . ( 4 )
وَ قالُوا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ
و گفتند اينست « 1 » افسانههاى پيشينيان ،
اكْتَتَبَها
نوشته « 2 » استش محمد از ديگران ،
فَهِيَ تُمْلى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا
و آن املا كرده مىشود بر وى بامدادان ، و شبانگاهان . ( 5 )
قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
بگو يا محمد كه فرستادش آن خداى كه وى است سرّ اهل آسمان و زمين را داننده ،
إِنَّهُ كانَ غَفُوراً رَحِيماً
وى است آمرزندهء بخشاينده . ( 6 )
وَ قالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ
و گفتند چه بوده است مرين رسول را كه طعام مىخورد ،
وَ يَمْشِي فِي الْأَسْواقِ
و در بازارها مىرود ؛
لَوْ لا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيراً
چرا فرستاده نمىشود به وى فرشته [ اى ] تا بودى با وى « 3 » خلق را ترساننده ، و وحى رساننده . ( 7 )
أَوْ يُلْقى إِلَيْهِ كَنْزٌ
يا چرا رسانيده نمىشود « 4 » به وى يكى گنج ،
أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْها
يا چرا نيست مرو را بوستانى كه مىخوردى از وى بىرنج .
وَ قالَ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً
و مىگويند كافران ، كه متابعت نمىكنيت اى مؤمنان ؛ مگر مردى را كه با وى جادويى « 5 » كردهاند ، و عقل وى بردهاند . ( 8 )
هامش
( 1 ) - ن : « اينست » ندارد .
( 2 ) - ن : نواشته .
( 3 ) - ن : « با وى » ندارد .
( 4 ) - ن : « شود » ندارد .
( 5 ) - ن : جادوى .