از عذاب آتش به زدن به تازيانهء آتش « 1 » كه مر « 2 » و را داده بوديم . ( 12 )
يَعْمَلُونَ لَهُ ما يَشاءُ مِنْ مَحارِيبَ
مىساختند مرو را آنچه « 3 » مىخواست از كارها ، و عالى پيشگاهها ،
وَ تَماثِيلَ
و صورتهاى انبيا ، و علما و صلحا
وَ جِفانٍ كَالْجَوابِ
و كاسهها - [ اى ] چون حوضها
وَ قُدُورٍ راسِياتٍ
و ديگهاى استوار در زمين بركنده از كوهها ،
اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً
و گفتيم اى آل داود شكر آريت برين نعمتها ،
وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ
و اندكاند از بندگان من شكور و شكو [ ر ] شكر آرندهء بر دوام بود « 4 » هم در نعمتها ، و هم در محنتها . ( 13 )
فَلَمَّا قَضَيْنا عَلَيْهِ الْمَوْتَ
چون حكم مرگ كرديم بر سليمان ،
ما دَلَّهُمْ عَلى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ
نشان ندادشان بر مرگ وى مگر چوب خوارج « 5 » كه مىخورد عصاى وى را « 6 » در نهان ،
فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ
چون در گشت بدانستند پريان ،
أَنْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهِينِ
كه اگر ايشان غيب دانستندى ، در عذاب خواركننده يعنى مجرك « 7 » نپايستندى . ( 14 )
لَقَدْ كانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ
بود مر اهل سبا را اندر « 8 » باشگاههاى ايشان « 9 » آيتى ، يعنى دلالتى ، بر نعمت به قدرت ربّ ؛
جَنَّتانِ عَنْ يَمِينٍ وَ شِمالٍ
دو رويه بوستانها از راست و از چپ .
كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَ اشْكُرُوا لَهُ
و گفتيمشان بخوريت از روزى پروردگار ، و شكر آريت وى را « 10 » بر نعمتهاى بسيار
بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ
شهر [ ى ] خوش و خداوند [ ى ] آمرزگار . ( 15 )
هامش
( 1 ) - ن و ت : آتشين .
( 2 ) - ن : « مر » ندارد .
( 3 ) - ن : آنج .
( 4 ) - اصل :
شكو شكر آرندهء بردا بود » . كه از دو متن ديگر اصلاح شد .
( 5 ) - ت : چوب خوراك - ن : مانند متن .
( 6 ) - ن : و را .
( 7 ) - همينطور است در دو نسخهء ديگر .
( 8 ) - ن : در .
( 9 ) - ن : شان .
( 10 ) - ن : و را .