( 104 - 103 )
وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ
و در زبور داود نوشتن فرموديم ، بعد از « 1 » آنك در لوح محفوظ نوشته « 2 » پديد آورده بوديم ؛
أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ
كه ولايت بهشت را ، ميراث گيرند بندگان پارساى ما . ( 105 )
إِنَّ فِي هذا لَبَلاغاً لِقَوْمٍ عابِدِينَ
اندرين بسنده « 3 » پند است مر عابدان را . ( 106 )
وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ
و نفرستاديمت مگر رحمت عالميان را . ( 107 )
قُلْ إِنَّما يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ
بگو يا محمد كه وحى فرستاده مىشود به من كه خداى شما يك خداى است اى مشركان ،
فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ
ا مىخواهيت گرويدن اى كافران . ( 108 )
فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ آذَنْتُكُمْ عَلى سَواءٍ
اگر روى بگردانند بگوى كه آشتى نماند ميان ما و شما ، و آگاه كردمتان آگاه كردن پيدا ، چنانك برابر شديم در دانستن [ اين ] شما و ما ؛
وَ إِنْ أَدْرِي أَ قَرِيبٌ أَمْ بَعِيدٌ ما تُوعَدُونَ
ا نمىدانم كه دور است يا نزديك است ، آنچه « 4 » شما را به وى وعيد و تعريك است . ( 109 )
إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ مِنَ الْقَوْلِ وَ يَعْلَمُ ما تَكْتُمُونَ
وى خداى مىداند آنچه « 6 » آشكارا مىكنيت از گفتار ، و مىداند « 5 » آنچه « 7 » پنهان مىداريت از اسرار . ( 110 )
وَ إِنْ أَدْرِي لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَكُمْ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ
و نمىدانم و بود كه اين تأخير از بهر زيادت شدّتى بود ، و شما را برخوردارى تا مدتى بود . ( 111 )
قالَ رَبِّ احْكُمْ بِالْحَقِّ
مصطفى گفت ، و بر طريق دعا گفت ؛ اى پروردگار من حكم كن بدان وعدهاى كه كردهاى و آن صدق است ، و هر حكمى كه تو كنى [ آن ] حق است
هامش
( 1 ) - ن و ت : « از » ندارد .
( 2 ) - ن و ت : نبشته .
( 3 ) - ن و ت : پسنده .
( 4 ) - ن : آنج .
( 5 ) - ن و ت : « مىداند » ندارد .
( 6 ) - ن و ت : « از » ندارد .
( 7 ) - ن : آنج .