تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
وَ ما أَنْتَ عَلَيْنا بِعَزِيزٍ
و نه‌اى تو به نزد ما عزيز « 1 » تا ترا منقاد گشته‌ايمى « 2 » . ( 91 )
قالَ يا قَوْمِ أَ رَهْطِي أَعَزُّ عَلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ
گفت اى قوم من ، ا تبار من نزد « 3 » شما عزيزتراند « 4 » از خداى من
وَ اتَّخَذْتُمُوهُ وَراءَكُمْ ظِهْرِيًّا
و سپس پشت انداخته‌ييت « 5 » فرمانهاى پادشاه من .
إِنَّ رَبِّي بِما تَعْمَلُونَ مُحِيطٌ
پروردگار [ من ] بدانچه « 6 » مىكنيت داناست ، و به دادن جزاى به سزاى شما « 7 » تواناست . ( 92 )
وَ يا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلى مَكانَتِكُمْ إِنِّي عامِلٌ
و اى قوم من كار كنيت در مكان خويش ، بر تمكين و امكان خويش ، چه من كار خويش مىكنم با ياران خويش ؛
سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ يَأْتِيهِ عَذابٌ يُخْزِيهِ
هرآينه بدانيت كه كيست آنك بيايد به وى عذاب رسواكننده ،
وَ مَنْ هُوَ كاذِبٌ
و كيست كه وى است دروغ گوينده .
وَ ارْتَقِبُوا إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ
و چشم داريت [ مر ] رسيدن « 8 » آن چيزى را كه به شما رسيدنى است ، چه من چشم نهاده‌ام [ مر ] ديدن آن چيزى را كه مرا ديدنى است . ( 93 )
وَ لَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا شُعَيْباً وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا
و چون آمد فرمان ما به عذاب شعيبيان ، رهانيديم به رحمت خويش شعيب را با ديگر مؤمنان ،
وَ أَخَذَتِ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ
[ و ] گرفت مشركان را عقوبت ناگهان
فَأَصْبَحُوا فِي دِيارِهِمْ جاثِمِينَ
شدند بامداد « 9 » در سرايهاشان به روى درافتادگان « 10 » ، و بر جاى جان‌دادگان . ( 94 )
هامش
( 1 ) - ن : « نيستى تو بر ما عزيز و غالب » كه در حاشيه آن نوشته شده است . ( 2 ) - عبارت « تا ترا منقاد گشته‌ايمى » در نسخهء « ن » نيامده است . ( 3 ) - ن : به نزد . ( 4 ) - ن : « اند » ندارد . ( 5 ) - اصل : و سپس تست به آن انداخته‌ييت - ن و ت : پس پشت . . . ( 6 ) - ن : بدانج . ( 7 ) - ن : و بر جزا و سزاى شما . ( 8 ) - اصل : رسيدند . ( 9 ) - ن : در بامداد . ( 10 ) - ن : بر روى افتادگان .