دشوار آمده است بر شما بر اين كار ايستادن « 1 » من ، و به آيات خداوند تعالى پند دادن من ؛
فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ
من بر خداى تعالى توكّل كردم « 2 » ، و خويشتن را « 3 » به وى سپردم « 4 » .
فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَ شُرَكاءَكُمْ
استوار كنيت كار خويش را ، و گرد كنيت پراكندگى روزگار خويش را ، [ و به يارى بخوانيت بتان خويش را ، و گويند هم دينان خويش را ] ؛
ثُمَّ لا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً
باز كارتان را پوشيده و مدغم مداريت ، و دل خويش را در رنج و غم مداريت
ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَ لا تُنْظِرُونِ
باز با من به كنيت هر چه خواهيد ، و مرا زمان مدهيت . ( 71 )
فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ
اگر روى بگردانيت از آنچه « 5 » به وى مىخوانم ، من از شما هيچ مزد نمىخواهم ؛
إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ
نيست مزد من مگر از خداى تعالى بدان جهان
وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ
و مرا فرمان است كه باشم از منقادان و مخلصان . ( 72 )
فَكَذَّبُوهُ
دروغ گوى داشتندش كافران
فَنَجَّيْناهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ
برهانيديمش و آنها كه با وى بودند در كشتى از مؤمنان
وَ جَعَلْناهُمْ خَلائِفَ
و گردانيديمشان خليفتان پيشينان « 6 » ،
وَ أَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا
و غرقه « 7 » كرديم آنها را كه دروغ « 8 » داشتند آيات ما را به طوفان ،
فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ
بنگر چگونه بود پايان كار وعيدكردگان . ( 73 )
ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِ رُسُلًا إِلى قَوْمِهِمْ
بازفرستاديم « 9 » از بعد وى پيامبران را به سوى قوم ايشان ،
فَجاؤُهُمْ بِالْبَيِّناتِ
آوردند به ايشان معجزههاى فراوان ،
فَما كانُوا لِيُؤْمِنُوا
هامش
( 1 ) - ن و ت : استادن .
( 2 ) - ن : كردهام .
( 3 ) - ن : « را » ندارد .
( 4 ) - ن : سپردهام .
( 5 ) - ن : آنج .
( 6 ) - ن و ت : پيشينيان .
( 7 ) - ن : غرق .
( 8 ) - ن : دروغگوى .
( 9 ) - ن : بازبفرستاديم .