كه بر لب دريا بود ، و گويند آن ايله « 1 » بود و گويند مقنا « 2 » بود ، و اين مقنا ميان مدين و عينونا بود .
إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ
چون روز شنبه از حدّ شرع بيرون « 3 » مىرفتند ، بدانك در وى ماهى مىگرفتند ؛
إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً
چون مىآمدند به ايشان ماهيان ايشان روز شنبه ظاهران بر روى آب ، و امام حسن « 4 » رحمة اللّه عليه فرموده « 5 » است افتادگان در افنيه « 6 » و ابواب .
وَ يَوْمَ لا يَسْبِتُونَ لا تَأْتِيهِمْ
و آن روز كه در كار شنبه نبودندى ، نيامدندى و روى ننمودندى ،
كَذلِكَ نَبْلُوهُمْ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ
همچنين آزموده كرديمشان ، تا پديد آيد فسقى كه مىداشتند در نهان . ( 163 )
وَ إِذْ قالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذاباً شَدِيداً
و چون گفتندى گروهى از ايشان مر پند دهندگان ايشان را ، چرا پند مىدهيت قوم را كه خداى تعالى مىخواهد تا هلاك گرداند ايشان را « 7 » به دنيا ، يا عذاب سخت كند به عقبى ؛
قالُوا مَعْذِرَةً إِلى رَبِّكُمْ
گفتند پيدا كردن عذر را به نزد آفريدگار ،
وَ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ
و بود كه بترسند و بجاى مانند اين كار . ( 164 )
فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ
چون به فراموشتان ماندند پند دهندگان را ،
أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ
برهانيديم آنها را كه بازمىداشتند از بدى ايشان را ،
وَ أَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذابٍ بَئِيسٍ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ
و بگرفتيم به عذاب سخت آن ظالمان را ، بدانچه « 8 » خلاف مىكردند فرمان را . ( 165 )
فَلَمَّا عَتَوْا عَنْ ما نُهُوا عَنْهُ
چون از حد بگذشتند ، و به پند ايشان بازنگشتند ؛
قُلْنا لَهُمْ كُونُوا
هامش
( 1 ) - اصل : ابله - « ن » آيله - « ت » : ايله .
( 2 ) - اصل : مقناد .
( 3 ) - ن : برون .
( 4 ) - ن و ت : حسن بصرى .
( 5 ) - ن : گفت .
( 6 ) - اصل : افينه .
( 7 ) - ن : كه ايشان را هلاك كند .
( 8 ) - ن : بدانج .