باشيت بزه نيست كه دختران ايشان را « 1 » سپس جدايى ايشان به زنى كنيت ؛
وَ حَلائِلُ أَبْنائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ
و زنان پسران شما كه از اصلاب شمااند ، نه آنها كه پسر خواندگان شمااند ؛
وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ
و حرام كرده شد بر شما جمع كردن « 2 » در نكاح ميان دو خواهر ، مگر آنك پيش رفت به حقّ يعقوب پيغامبر ؛
إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحِيماً
چه خداى تعالى آمرزنده است مگر آنكس را كه پيش رفت در حال جاهليّت ، و بخشاينده است بر آن كه « 3 » در اسلام كرد و باز از وى توبه آمد و ندامت .
( 23 )
وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلَّا ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ
و حرام كرده شد بر شما زنان با شويان ، مگر آنك در دار حرب برده كنيتشان ، و بىشويان بدار اسلام آريتشان ، آنگاه سپس استبرا صحبت ايشان بشايدتان .
كِتابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ
اين حكم ثابت شده بر شما در كتاب خداى تعالى يعنى قرآن ،
وَ أُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ
و حلال كرده شد بر شما هر چه جز اين نام بردگان ،
أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِكُمْ
كه بجوييت به مالهاى خويش يعنى به زنى كنيت به كابينها [ ى ] زنان ،
مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسافِحِينَ
پارسايان نه بلايگان ،
فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ
آنچه « 4 » بهره برداشتيت از ايشان بدهيت كابينهاى ايشان ؛
فَرِيضَةً
نام برده در عقد « 5 » ،
وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما تَراضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ
و بزه نيست بر شما در آنچه « 7 » به وى رضا داديت از بعد آن نام برده از نقد و غير نقد ؛
إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً
چه خداى تعالى داناست به همه چيزها ، حكيم است به « 6 » همه
هامش
( 1 ) - ن : « را » ندارد .
( 2 ) - ن : در جمع كردن .
( 3 ) - ن : بر آنك .
( 4 ) - ن : آنج .
( 5 ) - اصل : عقد نكاح ، كه با توجه به دو نسخهء ديگر و هم به جهت رعايت سجع آن را اصلاح كرديم .
( 6 ) - ن : در .
( 7 ) - ن : آنج .